نه خبری از زخمی شدن یا شهید شدنش
علیرضا حسینی:

دیشب دوستی پیام داد و گفت که فردی برای چند روزی به کابل آمده بوده و در تظاهرات نیز اشتراک کرده ولی خانواده اش ازو خبری ندارد. من در حد توانم کوشش کردم تا این شخص را پیدا کنم و به همین دلیل پستی نیز در فیسبوک گذاشتم. رفته رفته فهمیدم این مرد، مادر، پدر و از همه مهمتر همسرش که طفلی در بطن نیز دارد به وضعیت خیلی بدی قرار دارند. در عالم برهوت قرار دارند، نه خبری از سالم بودن عزیزشان است و نه خبری از زخمی شدن یا شهید شدنش. اما در این میان این مرد بدون هیچکسی اول در بین زخمیان به شفاخانۀ ابن سینا انتقال مییابد اما رسیدگی درست صورت نمیگیرد و داکتران تنها پانسمان میکنند و بدون هیچ معاینۀ دیگری او را رخصت میکنند.
هیچکسی نبوده تا نگران وضعیتش باشد یا از داکتران تقاضا کند که او را معاینه کند و یا به وضعیتش رسیدگی درست شود. از طرفی هم خانواده اش دیشب همه در هرات در بدترین وضعیت ممکن بوده اند و از طریق دیگر اقوام شان تلاش میکنند تا او را پیدا. بالاخره امروز بعد از ظهر جنازۀ او را که تازه چند ساعتی از مرگش سپری شده از شفاخانهی چهارصدبستر پیدا میکنند و داکتران علت مرگش را عدم رسیدگی درست صحی میدانند و نه وخامت زخم هایش. معلوم نیست از دیروز تابحال چند نفر از زخمیان در شفاخانهها به دلیل عدم رسیدگی درست جان داده اند؟ ساعتی از شنیدن این خبر میگذرد، دوباره وضعیت روحی ام بدتر از دیروز و دیشب شده است. نمیدانم چرا جان آدمی در این جا برای کسی اهمیتی ندارد؟ خدایا چگونه باید در مقابل این همه بیرحمی و قصاوت صبر کرد؟