وقتی به هوش آمدم خود را در شفاخانه یافتم

خواهر یک زخمی :

یعقوب را یک روز پس از حادثه در شفاخانه یافتیم
 یعقوب دستی به صورت‌اش که جراحی شده، می‌کشد و می‌گوید: «خدا پرده کده که چره، د چشم مه نخورد.» یک زخمی دیگر روی چپرکت سفیدرنگ کنارش دراز کشیده و به جوابش به شوخی می‌گوید: «ها، اگر می‌خورد باز تو ره یعقوب کور می‌گفتند، د قصه‌شی نباش حالی می‌تانی نرس‌های مقبول شفاخانه را ببینی.» یعقوب یکی از زخمیان رویداد دهمزنگ (دوم اسد) است.
 یعقوب در رویداد دهمزنگ زخمی شده است، شفاخانه چهارصد بستر — کابل
 یعقوب در اتاق ۵۱۸ منزل پنجم شفاخانه ۴۰۰ بستر کابل همراه با سه زخمی دیگر بستری است. یعقوب در روز راهپیمایی جنبش روشنایی در چوک دهمزنگ کابل زخمی شده است. یک «چره» در صورت و یک چره در گردن‌اش خورده و قسمتی از پشت و پایش نیز آسیب دیده است. اکنون پس از سه روز، وضعیت‌اش نسبتا خوب است. صورتش جراحی شده و چره را بیرون کشیده‌اند. اما یک چره که در گردنش اصابت کرده، هنوز در همان‌جا است. داکتر به دوستش گفته است که بعد از چند روز، آن را بیرون می‌کند چون چره در نزدیکی «رگ اعصاب» است.

تخت یعقوب در اتاق، نزدیک پنجره است. او می‌تواند بیرون را نگاه کند. پهلوی تخت یک الماری است. روی آن، یک بوتل آب معدنی، دوا، یک خریطه و یک دانه سیب سرخ‌رنگ گذاشته شده است. یک اتاق تمیز و با تهویه هوا، مجهز است. یک سطل آشغال نیز در پایین تخت دیده می‌شود. به جز یعقوب، سه زخمی دیگر نیز در این اتاق بستری‌اند. یکی از آنها کودک است. دو نفر از آنها از ناحیه دست و پا زخمی شده‌اند و دیگری که به سویش با دست اشاره می‌کنم، پاسخی نمی‌دهد.

شفاخانه چهارصد بستر، یک شفاخانه دولتی است و مصارف مریض مثل دوا و معانیه داکتر رایگان است. برخی از زخمیان رویداد دهمزنگ را در این شفاخانه آورده‌اند.

یعقوب در روز تظاهرات با «آی‌پد» و تلفن‌اش عکس می‌گرفته و در رسانه‌های اجتماعی عکس‌ها را نشر می‌کرده است. او می‌گوید: «از ساعت ۷ صبح تا لحظه انفجار، در میان تظاهرات بودم و کنار موتر کامازعکس می‌گرفتم که انفجار شد. دیگر هیچ چیز یادم نیست. وقتی به هوش آمدم خود را در شفاخانه یافتم.»

محمد حسین دوست‌اش می‌گوید: «در روز حمله انتحاری، هر چه به او زنگ زدم، شماره‌اش خاموش بود. بالاخره نام او را در لیست زخمیان، ساعت ده شب در شفاخانه استقلال پیدا کردیم.»

اما راضیه خواهر یعقوب می‌گوید: «پس از انفجار به یعقوب زنگ زدم، موبایل‌اش خاموش بود. دست و پایم می‌لرزید، چون می‌دانستم که او در تظاهرات شرکت کرده است. به هر شفاخانه سر زدم، نتوانستم او را پیدا کنم. فردای آن روز گفتند که او در شفاخانه چهارصد بستر است.»

یعقوب می‌گوید: «وقتی خواهرم مرا در بستر دید، خیلی خوشحال شده بود. گریه می‌کرد و می‌گفت خدا را شکر.» بعد خواهرش به پدرشان در ولایت دایکندی زنگ می‌زند و زنده بودن یعقوب را می‌دهد.

یعقوب آخرین عکسی که از جنبش روشنایی گرفته است، عکس یک معترض است که به پولیس ضد شورش آب می‌دهد.

روز دوم اسد، ساعت ۲:۳۰ بعدازظهر، در تظاهرات جنبش روشنایی در چوک دهمزنگ و میان راهپیمایان، حملات انتحاری صورت گرفت. در آن حملات، بیش از ۸۰ نفر جان باختند و ۲۵۰ نفر زخمی شدند.

اکثر شهدای این حادثه را در تپه‌ای به نام تپه «شهدای جنبش روشنایی» در غرب کابل دفن کرده‌اند. برخی دیگر در قبرستان‌های عمومی و بعضا نیز پیکرهای جان‌باختگان را در ولایت‌های‌شان انتقال داده‌اند. زخمیان در شفاخانه‌های دولتی و خصوصی در شهر کابل بستری هستند. برخی از زخمی‌ها حال‌شان خوب و برخی دیگر، وضعیت‌شان وخیم و حتی در کما به سر می‌برند.

براساس گزارش‌ها، اکثر قربانیان رویداد دهمزنگ، دانشجو و جوانان بوده‌اند.

یعقوب دانشجوی سال چهارم دانشکده ادبیات دیپارتمنت زبان انگلیسی دانشگاه کابل است. او درخوابگاه دانشگاه کابل بودوباش دارد و امسال فارغ‌التحصیل می‌شود. او روی بستر دراز کشیده و جمله‌ای از نلسون ماندلا را می‌گوید: «ما می‌توانیم ببخشیم، اما نمی‌توانیم فراموش کنیم.»
 منبع : خبرگزاری رصد
 لینک خبر : http://www.rasad.af/…/…/06/yaqub-dehmazang-protest-hospital