یادداشتی برای تاریخ

از برگه: علی پارسا عضو کمیته تخنیکی شورای عالی مردمی!

من آن شب آنجا بودم. پس از مذاکرات و جنجال‌های بسیار، شب قبلش شورا با «اجماع آراء» (تاکید می‌کنم: بدون هیچ رای مخالفی) فیصله کرد که متن شش ماده‌یی را برای حکومت بفرستد و اگر حکومت آن را بدون هیچ جرح و تعدیلی تا قبل از ساعت 8 به شورا آورد، به جای مظاهره، هیاتی برای مذاکره انتخاب می‌کنیم و برای 10 روز پشت میز مذاکره می‌نشینیم. در آن شب باز هم به اتفاق آرا بر روی دو شرط تاکید مضاعف شد: اول اینکه حکومت فقط تا ساعت 8 صبح فردا (روز جمعه) وقت دارد و دوم اینکه حتا اگر یک کلمه از این طرح کم و زیاد شد، حمل را بر این می‌گذاریم که حکومت ریگی در کفش دارد و با نیت مذاکره و پایان ماجرا به میدان نیامده است. صبح روز جمعه، حکومت با بیش از یک ساعت تاخیر طرح خود را آورد؛ گذشته از آن یک ساعت، نویسندگان آن طرح انگار اصلا طرح شورا را نخوانده و یا هم از خواسته‌های جنبش روشنایی در کل بی‌خبر بودند! وقتی طرح رسید، شورا باز هم به اتفاق آرا فیصله کرد که این طرح حکومت به معنای ریشخند زدن به خواسته‌های جنبش روشنایی است و بلافاصله برای ساعت 11 قبل از ظهر نشست مطبوعاتی اعلان کرد (البته ظاهرا آقای سعادتی و آقای فصیحی در این زمان در جلسه حضور نداشتند). در نشست مطبوعاتی هم به وضوح گفته شد که حکومت در پاسخ به طرح ما، متن توهین‌آمیزی را به آدرس شورا فرستاده و نهایتا اینکه ما روز آینده یعنی شنبه، دوم اسد به سمت تظاهرات نامحدود می‌رویم.
 بعد از ظهر باز هم جلسه هماهنگی‌های شورا دایر بود و این بار آقای سعادتی با یک طرح جدید وارد جلسه شد. این طرح که شکل اصلاح شده طرح قبلی بود، باز هم چند مشکل عمده داشت؛ اول اینکه این طرح نه نشان و امضایی داشت که بتوان حمل بر حکومتی بودن آن کرد و نه هم توسط نماینده‌ای از جانب حکومت به شورا آورده شده بود. دوم اینکه این طرح باز هم عین طرح شورا نبود. یک ماده این طرح که عمده ترین ماده آن درباره انتقال لین 500 کیلوولت برق ترکمنستان از مسیر بامیان بود، تعمدا دست کاری شده بود. این دست کاری کردن‌ها برای ما حامل پیام روشنی بود و آن اینکه آنچه ما می‌خواهیم درباره آن مذاکره کنیم، مراد حکومت نیست! سوم اینکه این طرح طرحی بود که ساعت 2 بعد از ظهر و ساعاتی پس از نشست مطبوعاتی شورا به دست مان رسیده بود؛ از آن قید زمانی ساعت 8 ساعت‌ها گذشته بود و ساعاتی پیش، موضع جنبش روشنایی به وضوح اعلان شده بود. حکومت بعد از 27 ثور بیش از یک ماه فرصت داشت تا طرح عادلانه‌ای برای مذاکره بفرستد که نفرستاد! ماه مبارک رمضان را حکومت با بی‌پروایی سپری کرد… در عید روشنایی رسما اعلان کردیم که دو هفته آینده تظاهرات نامحدود برگزار می‌کنیم و در این دو هفته حکومت هیچ اعتنایی به جنبش نکرد؛ دو روز مانده به تظاهرات نامحدود بود که استانکزی و تیمش آمد و در این بازه زمانی هم با وقت کشی‌های پی‌درپی هیچگاه حاضر نشد طرح شورای عالی مردمی برای مذاکره را بپذیرد. این بود که طرح دوم آن روز هم علارغم مخالفت‌های آقای سعادتی و برخی از دوستان، قبول نشد.
 طرح سوم که تصویر آن را در پایین می بینید ساعت 10 شب به شورا رسید؛ این یکی را باز هم دو رییس امنیت آوردند… این طرح باز هم متاسفانه شکل جرح و تعدیل شده طرح اولی شورا بود. به علاوه آن، همانطور که در تصویر می بینید، هرچند این طرح ظاهرا سه امضا از مسئولان حکومتی دارد، باز هم نه سربرگی دارد، نه آرم و نشانی حکومتی و نه هم شماره ثبتی! گذشته از این‌ها، آنچه این طرح را بیش از پیش مسخره جلوه می‌داد، قلم خوردگی و خط خطی‌های روی آن بود. در روزگاری که معلمان مکاتب، کارخانگی دارای قلم خوردگی را قبول نمی‌کنند و در زمانه‌ای که رسید مثلا 200 افغانی پولی که از کسی می‌گیریم، باید بدون قلم خوردگی باشد، شما تصور کنید که یک مکتوب رسمی فوق العاده مهم که ظاهرا حکومتی است با شک و شبهه‌های زیادی که دارد، دارای قلم خوردگی هم هست! در بدل این ورقه کاغذ مشکوک، ساعت 10 یا 11 شب از ما می‌خواستند تظاهراتی را که از دو هفته پیش اعلان شده بود و 12 ساعت پیش برای آخرین بار در حضور مردم و رسانه‌ها مُهر تایید خورده بود را کنسل کنیم!
 نتیجه این شد که علارغم همه احترامی که به هم داشتیم، عده‌ای تصمیم گرفتند که در تظاهرات شرکت نکنند؛ البته حرف نهایی آقای سعادتی این بود که هرچند در این شرایط ما مذاکره را بر مظاهره ارجح می‌دانیم، اما شاید هم فردا در کنار شما تظاهرات کردیم.
 خلاصه، این شد که با همه اتفاقاتی که در بالا مشرح بیان شد و با توجه به تمام دلایلی که داشتیم، چنین نتیجه‌گیری کردیم که حکومت در دقیقه نود قصد تفرقه افکنی دارد؛ وگرنه به جای بازی با واژه‌ها و وقت کشی می‌توانست خیلی زودتر طرح پیشنهادی شورا برای مذاکره را بپذیرد و وارد مذاکره شود. هرچند واضح است که وارد مذاکره شدن دو جانب، برای هیچ یک از طرف‌ها، الزاما به معنی توافق قطعی نبود. با این حال اما از دید ما حکومت فاشیستی با بازی‌های کثیفی که به راه انداخت، حتا چنین فرصتی را هم فراهم نکرد و در نتیجه این شد که ما برای داعیه حق طلبانه مان از تظاهرات صرف نظر نکردیم.
 
 پ.ن1: تمام تلاشم این بوده که در نوشتن این متن از شرط انصاف عدول نکنم و هیچ اتهامی به کسی نبندم.
 پ.ن2: با دلایلی که عرض کردم، این طرح تفرقه‌انداز حکومت، هرگز نتوانست من را مجاب کند که از تظاهرات صرف نظر کنم و به همین جهت هم با اعضای خانواده و یارانم به تظاهرات مدنی دوم اسد ملحق شد.