چرا حذف اپهای ایرانی از اپ استور میتواند مهم نباشد؟
بازخوانی تجربهی چینیها در مواجهه با اپل به بهانهی حذف اپلیکیشنهای ایرانی از اپ استور
هستهی اصلی مدل کسبوکار اپل، ترکیب سختافزار با نرمافزار اختصاصی و باکیفیت, و فروش سختافزار با حاشیه سود بسیار بالاتر نسبت به رقبا بوده است. اپل با گره زدن سیستم عامل به سختافزار، خاصه در مورد iOS و iPhone، نه تنها حاشیه سود خود از فروش سختافزار را بیشینه میکند، بلکه توزیع اپها و سرویسهایی که توسط جامعه توسعهدهندگان ایجاد میشوند را نیز به طور انحصاری به دست میگیرد.
با اشباع شدن بازار از آیفون در چند فصل گذشته، رشد درآمد این محصولِ باارزشِ اپل کند شده و بخش سرویسها یا Services یکی از مهمترین رانههای رشد فروش اپل بوده است. در مراسم اعلام گزارش مالی فصل سوم ۲۰۱۷، تیم کوک مدیرعامل اپل به اهمیت بخش سرویسها در رشد درآمد و آینده این شرکت اشارهی ویژهای داشت:
«…برای سومین فصل پیاپی شاهد شتاب مثبت رشد فروش بودهایم. ما رشد درآمد سالانه ۷ درصد را تجربه کردهایم و در بخش «سرویسها» رکوردی برای بیشترین درآمد ثبت کردیم…»
با گره زدن سیستم عامل به سختافزار، اپل نسبت به رقبایش قدرت بسیار بیشتری برای کنترل تجربه کاربری دارد و به همین دلیل «آیفوندارها» معمولاً وفاداریشان به اپل را حفظ میکنند و همواره تعداد کاربرانی که گوشیهای اندرویدی را به مقصد یک آیفون ترک میکنند بیش از مهاجران از آیفون به گوشیهای اندرویدی بوده است. این «وفاداری» باعث فروش بیشتر آیفون و سپس فروش بیشتر سرویسها میشود و این تنیده شدن سرویسهای اپل با سبک زندگی دیجیتال مشتریها، باعث وفاداری بیشتر آنها به اپل و ادامه یافتن این چرخه میشود.
البته در چین اوضاع قدری متفاوت است!

اپل با همکاری اپراتور China Mobile در سال ۲۰۱۵، وارد بازار چین شد و آیفون را به مشتریان چینی عرضه کرد. برند اپل در چین خواهان زیادی داشت و اپل توانست با اتکا به برند خود رشد درآمد ۷۱ درصدی را در فصل دوم سال ۲۰۱۵ تجربه کند. بر خلاف روایتهای عوام از چین که «قیمت آیفون معادل یک ماه حقوق چینیهاست»، اپل فروش خیرهکنندهای در چین داشت و آیفونهای طلایی را با عنایت خاص به مشتریانش در چین وارد بازار کرد! ولی این رشد فروش خیره کننده دولت مستعجل بود و درآمد اپل در فصل دوم ۲۰۱۶ حدود ۲۵ درصد و در فصل دوم ۲۰۱۷ حدود ۱۵ درصد افت کرد. در چین آیفون بیش از آن که به دلیل «بهتر بودن تجربهی کاربری حاصل از گرهخوردگی سختافزار و نرمافزار» فروش برود، برای «حظ بصر و ارتقای موقعیت اجتماعی دارندهی آن» فروخته میشود.

این روند بر خلاف روند فروش اپل در تمامی بازارهای دیگری است که در آنها حضور داشته است!
آسیا در برابر غرب، WeChat در برابر iOS!
مسالهی اپل در چین رقابت با اندروید نیست، رقابت با WeChat است. در چین بر خلاف بیشتر کشورهای دنیا، کاربران گوشیهای هوشمند اکثریت قریب به اتفاق نیازهای خود را در درون WeChat مرتفع میکنند.

یکی از تحلیلگران شرکت سرمایهگذاری مشهور و خوشنام Andreessen Horowitz در سال ۲۰۱۵ مقالهای بسیار خواندنی منتشر کرد و نشان داد که زندگی دیجیتال و آنلاین «تقریباً تمام چینیهایی که اینترنت دارند» چطور به WeChat گره خورده است. با گذشت دو سال از زمان انتشار آن مقاله -که البته هنوز بسیار خواندنی است- تعداد کاربران فعال روزانهی WeChat در چین به مرز ۱ میلیارد نفر رسیده است و بیش از پیش در زندگی چینیها نفوذ کرده است. امروز WeChat بخش مهمی از زندگی یک چینی است. جالب است بدانید که حدود نیمی از جمعیت کشور چین تمام پرداختهای خود را از طریق WeChat انجام میدهند؛ از کرایه تاکسی تا خرید بستی و پیتزا در مغازهها.


این اتفاق، یعنی نفوذ یک اپلیکیشن پیامرسان در اعماق سبک زندگی مردم و تبدیل شدن به اصلیترین محمل خدمات آنلاین، جز چین در هیچ کشور دیگری نظیر ندارد. در ژاپن اپلیکیشن Line و در کره جنوبی اپلیکیشن Kakao Talk با الگو از برادر بزرگتر چینیشان حرکت مشابهی را پیش گرفتهاند ولی WeChat نسبت به برادران کوچکش خیلی خیلی به قلب و ذهن مشتریان چینی نزدیکتر است. در چین جز WeChat، چند سرویس چینی و بازیهای موبایلی تنها اپهایی هستند که کاربران از آنها استفاده میکنند و کیفیت عمدهی این سرویسها با جدا شدن مشتری چینی از آیفون خود و مهاجرت به اندروید مختل نمیشود.
کارکرد WeChat در چین مشابه کارکرد اندروید و iOS در باقی کشورهای دنیاست. همین امر باعث شده ظاهر زیبای گوشیهای اپل، مهمترین عامل چسبندگی «آیفوندارهای» چینی به اپل باشد و بر خلاف نرخ وفاداری ۸۰ درصدی سایر «آیفوندارهای» جهان، وفاداری چینیها به این آیفون چیزی در حدود ۵۰ درصد باشد؛ یعنی برای یک چینی استفاده از یک گوشی اندرویدی یا آیفون علیالسویه است: برای WeChat فرقی بین اندروید و iOS نیست!
وضعیت خاص ایران
وضعیت ایران تا حدی به چین شباهت دارد و تجربهی عدم وابستگی مردم چین به اندروید و iOS میتواند الگوی مناسبی برای ما باشد. در ایران، کافه بازار سهم عمدهای در شکلدهی به اکوسیستم آنلاینِ مبتنی بر اپلیکیشنها داشته است ولی به دلایل مختلف به قدر حق خود منتفع نشده است. از نظر من، عمدهترین دلایل این مساله، موارد زیر بودهاند:
- در زمانی که کافه بازار شروع به کار کرد و در بیشتر عمر خود، تعداد کاربران موبایلی که گوشی هوشمند و اینترنت داشته باشند به اندازه کافی نبود. این نبود «جرم بحرانی یا Critical Mass» درآمدزایی کافه بازار را با اشکال مواجه کرد. علاوه بر کم بودن تعداد کاربرهای آنلاین، پایین بودن سوال دیجیتال آنها نیز مساله را پیچیدهتر کرد.
- در کنار کافه بازار یک شبکه اجتماعی برای توزیع و ترویج اپلیکیشنها در ایران وجود نداشت. نبود یک رسانهی موبایلی کار توزیع را منحصر به صفحه اول کافه بازار و فهرستهای آن کرده است که کارایی لازم را ندارند.
- ابزار پرداخت بانکی به دلیل نقد بودن تمام مبادلات آن، انعطاف و کشش لازم برای بزرگ شدن بازار را ندارد و در کنار آن، و شاید مهمتر از آن، مردم ذهنیتی برای پرداخت به کافه بازار ندارند.

با همزمان شدن فراگیریِ اینترنتِ موبایلیِ ایرانسل و همراه اول با گسترش و محبوبیت تلگرام در بین ایرانیها، تلگرام نزدیکترین جایگاه به ذهن و قلب کاربران ایرانی را از آنِ خود کرد. تلگرام با معرفی کانالها توانست یک رسانه موبایلی باشد. کانالها در تلگرام جایگزین Feed در شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک و اینستاگرام است و در واقع اصلیترین محملی است که کاربران در آن وقت میگذرانند.
بر اساس آخرین اطلاعات ما از موتور جستجوی تلگرامی تلهماین در حال حاضر حدود ۵۵۰ هزار کانال تلگرامی فارسی وجود دارد که روی هم رفته حدود ۶۳۵ میلیون عضو دارند. این به معنی عضویت هر ایرانی عضو تلگرام در حدود ۱۵ کانال است.
تلگرام، مستقل از خواست سیاستمداران و قانونگذاران و نهادهای امنیتی، تبدیل به اصلیترین محل گردهمآیی کاربران آنلاین ایرانی شده است و این برای اکوسیستم کسبوکارهای اینترنتی و استارتآپها غنیمت است. این اولین بار است که یک راه ارتباطی با تمام کاربران آنلاین ایرانی در اختیار کسبوکارها قرار گرفته که از قضای روزگار متعلق به گروه، نهاد، شرکت یا طیف خاصی نیست، مردم صاحبان تلگرام هستند.
از نظر من این که تلگرام و نه مثلاً WeChat در ایران تبدیل به پیامرسان محبوب شده است یک فرصت تاریخی برای اکوسیستم کسبوکار ماست، چرا که:
- تلگرام یک تیم کوچک حدوداً ۳۰ نفری است و مانند Tencent یک امپراطوری آنلاین نیست که بتواند تمام زنجیره ارزش را از آن خود کند و فضای کار بسیار بازتر و مهیاتری برای جامعه توسعهدهندگان، کسبوکارها و استارتآپها فراهم میکند.
- تلگرام رویکردی نسبتاً باز به تکنولوژی دارد و با در اختیار قرار دادن Telegram API و Bot API، امکان تعامل با حدود ۵۰ میلیون ایرانی را در اختیار اکوسیستم میگذارد.
- کانالهای تلگرامی میتوانند نقشی اساسی در سرگرمکردن کاربران و توزیع خدمات و محصولات آنلاین به آنها داشته باشند. کانالهای تلگرام در دست مردم هستند و نهاد و شرکت خاصی آنها را اداره نمیکند. این اتفاق رقابت را تسهیل میکند.
- عمده توسعهی فنی کسبوکارها و استارتآپها مستقل از تلگرام هستند و مانند اپهای اندروید و iOS وابستهی پلتفرم نیستند.
فهرست بالا را میتوان ادامه داد و بر مزایای تلگرام و فرصت تاریخیای که نصیب ما ایرانیها شده است افزود. ولی مهمتر از برشمردن این مزایا، اتخاذ رویکرد صحیح در دولت و اکوسیستم کسبوکارهای ایرانی برای بهرهمند شدن از این فرصت است.
توسعه تکنولوژیهای مستقل از اندروید و iOS، سرمایهگذاری بر روی شرکتهای فعال این حوزه، تقویت اکوسیستم محتوایی تلگرام، ورود کسبوکارهای آفلاین به تلگرام، تسهیل فرایند پرداخت، قانونزدایی کردن و حذف مقررات کهنه و نامتناسب، یکی شدن نظر مراجع تصمیمگیر دولتی و حکومتی و اجتناب از برخوردهای شخصی و منعندی و از همه مهمتر همدل شدن تمامی ذینفعان این اکوسیستم میتواند ایران را تبدیل به نمونهای موفق از بهرهبرداری از این فرصت تاریخی کند.
شاید دو سال دیگر، وقتی اپل باز هم به بهانهی تحریم و حناهای دیگری که احتمالاً رنگشان هم دیگر رفته، اپهای ایرانی را از اپ استور حذف کند، یا عدد ۱۰۰۹ روی گوشیهای ما مدام خودنمایی کند، مثل رفقای چینی خیالمان نباشد و به راحتی بگوییم «تحریم میکنی؟ به درک!» یا «برو بابا دلت خوشه، کی اپ نصب میکنه!» یا چیزی در همین حوالی…
نویسنده: علیرضا آقاسی
