کینه‌هایی که با مرگ سر باز می کنند

درگیری های خشونت بار میان دو طایفه، طی دو سال باعث کشته شدن 15 تن از اهالی روستایی در خوزستان شد

هنوز از کشته شدن 12 نفر از اهالی روستای پتک جلالی شهرستان باغملک در استان خوزستان زمان زیادی نگذشته بود و خاطره تلخ کشته شدن این افراد از ذهن مردم این روستا پاک نشده بود که در آبان ماه امسال، آتش اختلافات میان دو طایفه‌ی ساکن در این روستا بار دیگر بالا گرفت. تا جایی که آن ها برای چندمین بار و به هدف انتقام جویی و خون خواهی 12 نفری که در درگیری های سال گذشته به قتل رسیده بودند، به جان هم افتادند تا در این درگیری نیز سه نفر دیگر قربانی اختلافات سیاه دو طایفه محمدی و محمد میسایی شوند. اختلافاتی که به سال های دور بازمی گردد و بزرگان و ریش سفیدان این طایفه گرچه تاکنون بیش از 30 بار میان یکدیگر قرارداد صلح امضا کرده اند اما هر بار با زیر پا گذاشتن این عهدنامه و قرار و مدارهایشان به جان هم افتاده اند و از سال گذشته (1394) تا کنون (1395) 15 نفر جان خود را به خاطر استمرار درگیری ها میان این دو طایفه از دست داده اند که سه نفر از قربانیان به تازگی و در درگیری ها آبان ماه امسال به قتل رسیدند.

روستای پتک جلالی شهرستان باغملک در استان خوزستان

قصه از کجا شروع شد؟

همه چیز از تیرماه سال 94 شروع شد. زمانی که دو طایفه بزرگ محمدی و محمد میسایی در روستای پتک جلالی بر سر اختلافات ملکی با یکدیگر درگیر شدند. در ابتدا این درگیری ها لفظی بود اما هیچ کسی فکرش را هم نمی‌کرد که سرانجام این اختلافات با حوادث خونین و جبران ناپذیری همراه خواهد شد. در این میان بزرگان و ریش سفیدان دو طایفه، مسئولان شهرستان باغملک و خوزستان و… تلاش های بسیاری برای برقراری صلح میان این دو طایفه کردند اما راهکارهای آن ها نتیجه ای در برنداشت تا اینکه در ساعت 17:30 بیست و سوم شهریورماه همان سال اهالی دو طایفه با یکدیگر درگیر شدند و با سلاح گرم و سرد یا حتی با دستان خالی به جان هم افتادند.

این درگیری فقط به اهالی روستای پتک محدود نشد و از آن جایی که خیلی از دوستان و بستگان این دو طایفه در روستاهای دیگر ساکن بودند با شنیدن این خبر و به هواخواهی از بستگانشان خود را به روستا رسانده و آن ها نیز درگیر شدند. دعوای خونین دو طایفه 35 دقیقه طول کشید و در همین مدت نه نفر در صحنه درگیری کشته شدند و سه نفر دیگر نیز با حالتی وخیم در مسیر انتقال به بیمارستان یا داخل بیمارستان جان سپردند تا تعداد کشته شدگان در این درگیری خونین به 12 نفر برسد. به گفته زاهد مرادی، یکی از اهالی شهرستان باغملک و ازشاهدان عینی این حادثه خونین، در میان کشته شدگان دو زن نیز حضور داشتند.

او می گوید:

«در این مناطق وقتی درگیری رخ بدهد همه اعضای خانواده دخالت کرده و وارد عمل می شوند. به همین خاطر جان زنان، کودکان و حتی افراد کهن سال نیز در خطر است».

به گفته ی مرادی در شهریورماه 94 علاوه بر کشته شدگان، 16 نفر دیگر نیز به خاطر شدت جراحات و حالی وخیم در بیمارستان های باغملک و رامهرمز بستری شدند

پس از وقوع این درگیری مرگبار پلیس به سرعت وارد عمل شد و ماموران زیادی در کوچه و خیابان های روستای پتک جلالی و روستاهای مجاور حضور پیدا کردند و طولی نکشید که امنیت بار دیگر در منطقه برقرار شد. شاید اگر ماموران پلیس به موقع در محل های درگیری حاضر نمی‌شدند افرادی بیشتری جان شان را ازدست می دادند. زاهد مرادی می گوید:

«پس از برقراری امنیت و آرامش در روستا و مراسم تشییع کشته شدگان، تحقیقات پلیسی در این زمینه آغاز شد و ماموران دریافتند که جرقه درگیری ها به خاطر اختلافات ملکی میان این دو طایفه بوده. آن ها در ادامه و پس از صدور دستور قضایی با ورود به منزل عوامل اصلی قتل ها و سایر متهمان که در روستاهای باغملک و رامهرمز ساکن بودند، آن ها را دستگیر کردند و تحویل مقامات قانونی دادند».

همزمان با دستگیری افرادی که در این قتل‌‌ها دست داشتند، مسئولان محلی تلاش می‌کردند که به اختلافات بین دو طایفه پایان و آنها را آشتی دهند.

اما آتش اختلافات به همین جا ختم نشد و این پایان درگیری ها میان دو طایفه محمدی و میسایی نبود. چراکه آن ها این بار علاوه بر اختلافات ملکی، دلیل محکم تری برای ادامه درگیری هایشان پیدا کرده بودند و آن هم کشته شدن 12 نفر از اهالی بود. به همین خاطر گرچه آن ها با پادرمیانی مسئولان شهری و قضایی و همچنین دخالت پلیس به اختلافاتشان در ظاهر پایان دادند اما گویا هنوز خیلی از آن ها منتظر جرقه ای برای آغاز یک دیگری دیگر بودند. درگیری خونین دیگری که پس از گذشت یک سال و اینبار در آبانماه امسال رخ داد.


آرامش قبل از طوفان

پس از وقوع جنایت خونین روستای پتک جلالی و چند روستای نزدیک به آن، با وساطت مسئولان محلی و برای برقراری آرامش در روستاهای منطقه، قرارادادی میان بزرگان و ریش سفیدان هر دو طایفه امضا شد. قراردادی که طبق مفاد آن اهالی این دوطایفه دیگر نباید به صورت شخصی با یکدیگر درگیر شده واگر با مشکلی مواجه شدند به مراجع قانونی شکایت کرده و از طریق قانون وارد عمل شوند. با امضای این عهدنامه آرامش در روستاهای زیادی که اقوام محمدی و میسایی در آنها سکونت داشتند بار دیگر حاکم شد اما کسی نمی دانست که این آرامش قبل از طوفان است. به گفته زاهد مرادی یکی از ساکنان باغملک، پس از حادثه شهریور سال گذشته معمولا رسم بر این است که خانواده های قاتلین و بستگانشان محل سکونت خود را عوض کرده و به روستاهای دیگری بروند. سال گذشته نیز این اتفاق افتاد و در همان درگیری 200 خانواده محل زندگی شان را ترک کردند اما آبان ماه امسال زمانی که خیلی از این خانواده‌ها به هوای اینکه آب ها از آسیاب افتاده قصد بازگشت به محل زندگی سابق خود در روستای پتک جلالی را داشتند نمی دانستند که ورود آن ها با درگیری دیگری همراه خواهد بود.

کیانپور دادستان عمومی و انقلاب شهرستان باغملک نیز می گوید:

«خیلی از خانواده های ساکن در این روستا هنوز در غم از دست دادن عزیزانشان که سال گذشته کشته شدند به سر می بردند که خبر رسید خانواده های قاتلین قصد بازگشت به محل زندگی شان را دارند. چندی پیش گروهی از خانواده‌های قاتلان برای اینکه وارد روستای پتک جلالی بشوند در ابتدا گروهی از همسرانشان را شبانه به روستا فرستادند تا شاید اهالی به خاطر آن ها کوتاه آمده و اجازه بدهند که بستگان و خانواده‌های قاتلان به محل زندگی شان بازگردند. حدود 30 زن از خانواده‌های قاتلان به روستا برگشتند و این در حالی بود که همسران آنها در همان کوه های اطراف روستا کمین کرده و منتظر بودند تا با اعلام همسرانشان وارد روستا شوند».

اما همه چیز برخلاف نقشه آنها پیش رفت و وقتی این سی زن وارد روستا شده و در محلی پناه گرفتند، خبر به گوش اهالی روستا و خانواده مقتولان رسید و آنها که بسیار عصبانی شده بودند به سمت کوه های اطراف روستا حمله ور شدند تا مردانی که آنجا مخفی شده بودند تسویه حساب کنند. آنها تفنگ به دست به کوه زدند و طولی نکشید که صدای تیراندازی ها ترس و وحشت را بار دیگر به جان اهالی روستا انداخت.

کیانپور می گوید:

«تیراندازی تا جایی ادامه پیدا کرد که در نهایت یکی از مردان جوان روستا کشته می شود و پس از آن با دخالت ماموران نیروی انتظامی که خود را به محل رسانده بودند، تیراندازی و درگیری اهالی به صورت موقت، همان شب به پایان می رسد»

اما برادران مقتول همان شب برای اینکه از قاتل برادرشان زهر چشم بگیرند نقشه بی رحمانه ای را ترتیب دادند. نقشه ای که باعث کشته شدن دو نفر دیگر شد.


تبراندازی مقابل دادگستری

فردای روز حادثه برادران مقتول اسلحه به دست در حالی که خشم مقابل چشمانشان را گرفته بود نقشه انتقام کشیدند. آنها متوجه شدند قاتل برادرشان به کهکیلویه و بویراحمد فرار کرده. به همین خاطر آنها برای انتقام جویی به دنبال او رفتند و با رساندن خودشان به مرکز شهر در کمال ناباوری اقدام به تیراندازی کردند تا با این‌کار از قاتل برادرشان انتقام بگیرند. دادستان عمومی و انقلاب باغملک در اینباره می گوید:

«برادران مقتول در حالی که اسلحه به دست داشتند، مقابل دادگستری این استان، جایی که تصور می‌کردند قاتل به آنجا گریخته، برای ایجاد رعب و وحشت دیوانه وار اقدام به تیراندازی کردند و در نهایت اصابت تیری از تفنگ آن ها با یک ارباب رجوع در دادگستری که اصلا دخالتی در این درگیری ها نداشت، منجر به کشته شدن او شد. این درحالی بود که دو نفر دیگر از کارمندان دادگستری نیز در جریان این تیراندازی ها زخمی شدند».

با وقوع این اتفاق افرادی که شاهد این صحنه بودند به سرعت با ماموران پلیس تماس گرفته و آنها خودشان را به محل جرم رساندند اما برادران مقتول وقتی متوجه این موضوع شدند سوار ماشین خود شده و از محل جرم فرار کردند. از آنجایی که آنها با سرعت زیاد در حال رانندگی بودند تا به دام ماموران پلیس گرفتار نشوند، ناگهان در جاده، ماشین آنها از مسیر منحرف شده و واژگون می شود. شدت حادثه رانندگی به حدی بود که یکی دیگر از برادران مقتول نیز جانش را در دم از دست می دهد. کیانپور می گوید:«خوشبختانه آن دو کارمند دادگستری کهکیلویه با حضور به موقع ماموران اورژانس و انتقالشان به بیمارستان از این حادثه جان سالم به در بردند اما در نهایت و در طول این دو روز درگیری سه نفر که یک نفرشان بی گناه بود و دخالتی نیز در این ماجرا نداشت، بار دیگر به خاطر زیر پا گذاشتن قرارداد صلح توسط اهالی دو طایفه محمدی و میسایی، کشته شدند». حالا با کشته شدن این سه نفر در آبانماه امسال، تعداد کشته شدگان درگیری های دو طایفه محمدی و میسایی به 15 نفر رسیده است.


و باز هم امضای یک عهدنامه

دادستان عمومی و انقلاب باغملک می گوید:

«گرچه تعدادی از عوامل اصلی این سه جنایت خیلی زود دستگیر شدند اما همچنان پلیس به دنبال افراد متواری است و اینبار ماموران با جدیت بیشتری قانون و امنیت را در شهرستان باغملک و رامهرمز برقرار کرده اند و چندی پیش برای چندمین بار قرارداد دیگری میان بزرگان روستا شکل گرفت و آنها بار دیگر در مقابل مسئولان و مقامات قضایی قول دادند که افراد متواری جنایت های سال گذشته و جنایت های امسال را تحویل پلیس بدهند، مزاحم یکدیگر نشده و راه را بر روی هم نبندند و…».

اما با وجود تنظیم این قرارداد میان بزرگان و ریش سفیدان طایفه محمدی و میسایی هیچ تضمینی وجود ندارد که افراد این دو طایفه بار دیگر عهدشکنی نکرده و به جان هم نیفتند. این درحالی است که ماموران پلیس در باغملک و رامهرمز حضور پیدا کرده تا از درگیری های احتمالی جلوگیری کنند.


درگیری های ناشی از بیکاری

دادستان عمومی و انقلاب باغملک معتقد است که درگیری های طایفه ای در این شهرستان به خاطر مشکلات زیادی اتفاق می افتد که مهم ترین آن بیکاری جوانان این مناطق است. او می گوید:

«اهالی این روستاها از طریق دامداری و کشاورزی امرار معاش می کنند و راه دیگری برای درآمدزایی وجود ندارد. به همین خاطر از آنجایی که کار برای خیلی از جوانان روستا فراهم نیست آنها بی کار مانده و در نهایت درگیر مسائلی می شوند که بلای جانشان می شود».

به گفته کیانپور کشاورزی و دامداری نیز در این روستاها جایگاه خود را ازدست داده و به خاطر کم آبی و مشکلات دیگر این دو شغل نیز از رونق افتاده اند. از طرفی فقر فرهنگی، عدم وضعیت مناسب مالی و نداشتن سواد و… دست به دست هم داده تا جوانان روستا به جان یکدیگر بیفتند. اگر جوان کار داشته باشد دنبال دردسر برای خود و خانواده نمی رود. «در خیلی از خبرها آمده بود که درگیری این دو طایفه برسر گوسفندان بوده اما این صحت ندارد. حتی درگیری آنها فقط بر سر ملک نیز نبوده بلکه همه مشکلات و درگیری ها سر مسائل بزرگ و کوچک از گذشته تا به امروز دست به دست هم داده تا به جرقه مشکلی کوچک مثل ملک اهالی دو طایفه با یکدیگر درگیر شوند. این در حالی است که ماموران انتظامی همیشه نمی توانند در روستاها مستقر و مراقب اهالی باشند تا مبادا آنها با یکدیگر درگیر نشوند. در واقع این مشکلات زمانی حل و فصل خواهند شد که مسئولان سازمان های مربوطه همگی وارد عمل شده و به صورت ساختاری و از ریشه اقدام به حل مشکلات قومی و قبیله ای در این مناطق کنند».

نویسنده: فاطمه شیری
ناشر: سرنخ
با همکاری: بازارشوش