Sheyda
Sheyda
Jul 28, 2017 · 1 min read

دوست دختر پدرم و آن پيامِ "از اون شب ديگه حالم ازت به هم ميخوره " و لحظات گيج بعد از آن و تمام ساعات و روزها و سالهايى كه به آن فكر كردم و نميدانستم براى مادرم ناراحت باشم كه به او خيانت شده يا براى پدرم ناراحت باشم كه دوست دخترش حالا حالش از او به هم ميخورد. چون ميدانم چه حسيست كه حالت از يك مرد به هم بخورد. حالا اينكه دوستت داشته باشد يا نداشته باشد و فقط پيگيرت باشد. و ميدانم چه حسى دارد كه يك نفر حالش از تو به هم بخورد. و حتى ميدانم پدرم چه حسى داشت.چون ما حداقل در اين مورد خيلى شبيهيم.

    Sheyda

    Written by

    Sheyda

    Welcome to a place where words matter. On Medium, smart voices and original ideas take center stage - with no ads in sight. Watch
    Follow all the topics you care about, and we’ll deliver the best stories for you to your homepage and inbox. Explore
    Get unlimited access to the best stories on Medium — and support writers while you’re at it. Just $5/month. Upgrade