ایمان را به دو نوع فقط میتوانم تعبیر نمود که یکی علمیست و دیگری مذهبیست

مذهب می تواند وقفه ای درادراک ذهنی به وجود بیاورد اما اعتقادم به این نیست که ذهن در ذات ناخوش باشد اما والبته که وضعیت اقتصادی اجتمائی و شکاف بزرگ ثروت و فقردرکنترل دیگران بودن و پذیرش رفتارهای غیر طبیعی وعاداتی که بسیاری از افراد جهان را مبتلا به این ناخوشی و خستگی کرده است که نیروهای مردم را برای زنده ماندن به شدت و سخت به فکر انداخته در نتیجه به تصمیم گیری نادرست تجزیه و تحلیل غلط و مخرب به خود و به دیگران منجر میگردد

سادیست لذت در رنج دیگران و رنج در لذت دیگران است

تعرض به فکر مسلک ذهنی را به وجود میاورد که گذرگاه یا ارتباط ذهن با نفس را به تعلل میدارد که زنده بودن در خفتگی مرگیست تدریجی

ما نمتوانیم درحقیقت خوش حال به بیچارگی و بدبختی خود یا دیگران در واقعیت باشیم اما در وحم میتوانیم از بیچارگی و بدبختی دیگران واقعا لذت ببریم

به گمانم که این نقطه نظر جلال‌الدین محمد بلخى در مورد بودن یعنی بقا و تخریب در فنا است

اینجانب بقا و فنا را در فحوا به اینگونه استنباط و یا استنتاج میدارد که در بقا تسلط فقه وفقیه منسوخ گشته و در فتوا وارد فنا میگرد

انواری

I can divide faith in two sections that one is only scientific and the other religious.

My viewpoint is that religion can introduce conditions that intervals the natural progress of cognition that becomes biological thus interrupting the human mind and body to thrive. Although I am skeptic that there could be a direct inborn condition in the mind. 
However, by our social economic situation that forces people to think hard for survival, harsh life, the big gap of wealthy and poverty, position to be in control of others, gender bashing, mental or physical abuse, acceptance of unnatural behaviors and habits and restricting people, that reverberates in this planet is dilemma of this world.

This situation cannot allow mind to communicate with higher aspect of our being “Soul” in result starts to over think making incorrect decisions, analyses thus becoming destructive to self and in result to others. Sadist get happy about others suffering therefore consistent with happiness to suffer oneself sub consciously. I find this as suffocating, “life at gradual death, is no existential living”. I believe this is accurate in Rumi`s in the context to existence and annihilation.

Written on August 25/2016
Metaphysician
Anvari
Show your support

Clapping shows how much you appreciated A-Anvari’s story.