بعد از کم و بیش بیست سال نامه نوشتن شما هیچ کار نکردید که عزت ایران حفظ شود. من نه پاداشی و نه در استخدامی بودم که اینها وظیفه باشد. حرف خود را زدم و سعی در این بود که بشود از یک فردی مانند من و دیگران بهره گرفته و ملت را شاد و سرزمین را سرافراز کنید. اما نه یک تشکری،نه سلامی از شما بود.
 شما با ترس مردم را هدایت به بدبختی میکنید نه با محبت به سعادت. شما حرف یک مرد را که میگوید وحی گرفته اما به نبرد رفته و شمشیر به دست گرفته و از پول یک زن بزرگتر از خود استفاده کرده که در سیاستمدار باشد. اما اون هم از شما ناراضیست. نفسهای ملتی بسیار از شما ناراضیست. شما غیر ممکن است که هدایتی به سرزمینی بهشتی باشید، و بلکه بر عکس دوزخ را آماده برای خود و دیگرمیکنید. شما قدر ما را ندانستید. و ملت بسیار ایرانی را رنجانده و نابود کردید. شما نمیتوانید بگوئید که ملت چه بپوشند و چه فکر کنند. شما دچرخه سواری و موزیک و رقص و شادی را حرام میدانید. سر دیگران فتوا میگذارید. دین چه ربطی به سیاست دارد. اما مذهبی ساختید که خود سیاست است. شما نمیتوانید ثابت کنید که اسم و یا خداوند کیست و چیست. شما با کمک شیاطین به ماندن و جکومت خود ادامه داده و آن را الاحی میدانید. خب یک دزد هم میتواند دزدی کند و دستگیر نشود.
 من میدانم که چه اتفاقی به پهلوی افتاد اما شما نمیداتید و اگر من نگویم نتوانید بدانید. 
 شما ملت ایران را راندید و اکنون عقائد و علم خود را در خارج استفاده و بهره میدهد. شما تفکر نوین را از خود راندید. شما در پشیمانی زجر میکشید و ناخودآگاه به نابودی ایران میفزاید.
 شما درغ گفتید، شما کشدید، شما دزدیدید.
 شما تجاوز به مال و جسم ملت و کشور کردید.
 من در سالهای گذشته نوشته بودم که عربستان مشکل بزرگی خواهد بود و شد. من گفتم که اینکارها را نکنید که تحریم میشوید و شدید و آنرا تحمیلی قلمداد کردید. شما نبرد عراق را تحمیلی میدانید. بعد از این همهنامه هنوز رفتید به سفارت انگلیس و بعد رفتید به سفارت عربستان. از فلسطین کمک کردید اما ملت خود گرسنهاند.از سوریه پشتیبانی کردید و به این اوضاع بد اضافه و کمک کردید. شما در نابودی ملت خود و دیگران شریک با آمریکا و روسیه و انگلیس شدید. اما خود را مسلمان و درست میدانید. چه بیماری بدتر از این میبود.
 در این قرن چه اوضاییست که در جمعی بنشینند و موعظه کنند. مگر قرون وسطاست!
 شما میترسید و برای آن در ترس به آموزش ترس به ملت هستید. 
 شما حکمت و ملتی که شما راکودمیدهند بر خدای خود پشت کزدید و خدای دیگران راپذیرفتید. شمازبان و فرهنگ خود را به خطر و زبان پارسی را فارسی تر کردید. 
 خب جاده ساختن چه فایده ای دارد اگر ملت در تنگنا باشند. چه فایده ای دارد که عده ای چون پول میسازند خود را در خیال خوشبخت بدانند؟ واقعیت حقیقت نیست. یعنی دروغ، اشا نیست.
 آیا قرآن از آسمان نوشته شده افتاده که آسمانیست یا اینکه با فضائیان به شما تقدیم شده! کتابیست نوشته شده، روایت شده، سوخته و ترمیم شده و کسانی دگر از کشورها دگر آن را دوباره نوشته اند.میتواند انگلیسها باشند، یهودیها باشند، مسلمانها، و یا غیره. هر چه خوب یا بد باشند، تفسیر خود را نوشته اند. مگر تاریخ ایران از گفته هرودت همه درست است؟
 یا مسله فیلم سیصد چه بود!
 شما فکر میکنید مردم بیکارند که ضدشما شوند؟
 اگر شما را دوست داشتند چرا از کشور فرار میکردند. جرا در استالیا بدبخت میشدند، چرا به ترکیه میرفتند و چرا در آمریک و اروپا میماندند.خب شما هم با این افکار بتر از عربستان هستید. مسله عرب ستیزی نیست مسله ملیت است. 
 من میدانم چرا پهلوی نتوانست ملت خود را راضی کند و این از شما پنهان است و بود ون اینجانب روشن نخواهد شد.
 شما یک حکمت و ملت قدر نشناس بیهویتی هستید.

کلمه ما لزوما من نیست اما من میتوان ما باشد.
 به هر صورت شما از این همه نامه اینجانب سو استفاده کرده و علم رابرای نابودی انتخاب کردید.همان مانند البرت انیشتن و آپنهایمر و غیره.
 شما حکومت ناخودآآگاه از ابلیس پیروی میکنید و شاید هم آگاه اما نه خود آگاه.
 شما دزخ رابه روی زمینآوردید و انگلیس وآمریکا از نادانی شما بهرهبردند و شمارا تروریست میخوانند و شما ناخودآگاه یا آگاه هم دست بودید. 
 من پیامآور نیستم من خودم هستم. 
 بازی شما بازی شطرنجیست که مات شده اید.

انواری

One clap, two clap, three clap, forty?

By clapping more or less, you can signal to us which stories really stand out.