رودکی عزیز

خب از اینکه نگران این بشویم و در شعری که دنیا را زهره نباشد، از من، که در حجاب رود و خود مرا در حجاب کند چرا که در شعری نگویم چادرکی رنگین دیدم بر او رنگ بسی گونه بر آن چادرا

پوپک دیدم به حوالی سرخس
بانگک بر بُرده به ابر اندرا
چادرکی رنگین دیدم بر او
رنگ بسی گونه بر آن چادرا


 در ترجمه ایی میگوید
I saw a bird near the city of Sarakhs
It had raised its song to the clouds
I saw a colorful chador on it
So many colors on its chador

گمانم که ترجمه این نادرست باشد.
در تفسیر این‌جانب از رودکی همانطور که این‌جانب میخواهد نقاشی مرا از خود تفسیر کنید، چون اگر میخواستم، مینوشتم.
«دختری دیدم به حوالی سرخس نجوایی از زیر حجابش که دیدم دخترک در لباسی رنگین رنگ آنگونه که بس آمد بر حجابش»

انواری

Like what you read? Give A-Anvari a round of applause.

From a quick cheer to a standing ovation, clap to show how much you enjoyed this story.