هیچکس روی صحنه نبود
اما ایستاده بر من مینگریست
اگر با مرگ آشتی نکنم آغازی نخواهد بود
آه مرگ چقدر سخت است
چقدر سخت است

من خشم و مروت را تجربه کرده ام
حرفهای همان عالم گیر
لیکن، زین فرض فضل تو
میسوزاند این جان از تنم
زینکه در نجاتم نبود
لیکن پسنده توام

آه زندگی چقدر سخت است
چقدر سخت است، به مرگ
لیکن بخند گر بخندی 
بخندی در اشک رقصت 
لزا گر به اشتباهم بود 
زاهد به زیان تو هم نبود

One clap, two clap, three clap, forty?

By clapping more or less, you can signal to us which stories really stand out.