September 18, 2010

Azaraxsh and Lalehzar

It was,

And not so clear

That the bull came as

A friend of the mount

Or-saw the charger bulling,

As like, which was the first

But if you could see

That what I saw

All thirty one hoop of the knight

With him and never a day without

Azaraxsh with wings of blue

And lalehzar with horns of pearls

The elk in visage of deer

Temple of Equus ferus

And the rider,

That lone ranger

Poet,

Anvari

September 18, 2010

آذرخش و لاله زار

چندان آشکار نبود که

این گاو گشن دست دوستی به توسن آمد

یا شخم توسن به گاو آهن

نگفتند

کدام نخست بود و کدام آخر

اما گر تو در ظاهر آن دیدی

دیدم

سی و یک چرخ گرد

شب نبود و بی او روز چه شگرد

آذرخش بود پر نیلگون او بود

لاله زار بود و جام خیش

آهوی تک سوار فانوس به دستی

گفت پس با تو باشم کین رخصتم ده

زین باغ وحش و

کو کجاست هیکل چه مدتم به

که نیکدارم معبد

این قیم مقصد

هلا

این تو مروت

شعر

انواری

One clap, two clap, three clap, forty?

By clapping more or less, you can signal to us which stories really stand out.