Political Correctness یا سنجیده روی در سیاست

به مثابه چاقوی دو لبه: ترامپ چگونه رئیس جمهور شد

سلسله نوشته هایی در توییتر بهانه ای شد تا با جمع آوری و قبض و بسط آنها مجیزه ای در این محمل نوشته پیشکش دوستان نمایم

‏political correctness یا سنجیده روی در امر سیاسی یعنی فرد در عرصه ی سیاسی یا اجتماعی به گونه ای حرف زند و رفتار نماید که موجبات آزرده خاطر گشتن گروه های جنسی، نژادی، طبقه ای، مذهبی و غیره که شاید در گذشته مورد آزار و اذیت قرار گرفتند و معمولا اقلیتی در جامعه را تشکیل می دهند نشود.

‏این مشی رفتاری بیشتر از جانب تفکر چپ( در آمریکا دمکرات) و اندیشمندان انتلکتوئل لیبرال که در سر سودای پلورالیسم و جهانی سازی و ادغام کشور ها و فرهنگ ها در بستر دهکده ی جهانی داشتند بدون توجه به علل آن و صرفا جهت اصلاح ادبیات روزمره ی مردم و سیاست بنیان گذاشته شد.

در دنیای کنونی که سیاست های لیبرال اقتصادی و جهانی سازی باعث سرخوردگی مردم، افزایش فقر و اختلاف طبقاتی و پیرو آن موج گسترده ی مهاجرت که هویت ملت دولت ها را به خطر انداخته است، شده است. سیاستمداران پوپولیست با زیرکی تام از سنجیده روی سیاسی (Political Correctness) به عنوان سمبل و مانیفست دولتمردان و سیاستمداران دوره ی قبل که در ذهن مردم به عنوان مسببان سیستم ناکارآمد کنونی می باشند استفاده کرده و با زیر پا گذاشتن آن به شکلی کاملا ناگهانی، پر سر و صدا که موجب حیرت هم قطاران و اکثر مردم بویژه قشر تحصیل کرده که با وجود مشکلات اقتصادی هنوز هم پایبند آرمان ها اجتماعی لیبرالیسم می باشند، خطی پر رنگ بین خود و سیاستمداران قبلی می کشند و برای خود در میان مردم بویژه عوام با سطح تحصیلات پایین به شکل منجیانی جسور، راستگو و انقلابی پایگاه و طرفدار دست و پا می کنند.

این سیاستمداران چون با زبان مردم و باب میل مردم صحبت می کنند براحتی اعتماد آنها را جلب کرده و امکانات همذات پنداری آنان را فراهم می کنند.

این افراد با وعده هایی چون بازگشت به گذشته ی پر غرور و زیبا و پر نعمت در مردم حسی از ارتجاع یا regression ایجاد می کنند و مردم نیز از نظر روانشناختی اینگونه ارتجاع را دوست دارند چون که گذشته ی زیسته شده از آینده ی مبهم قابل پیش بینی تر و کم ریسک تر است، یادآور دوران کودکیست که همه چیز مهیا بود و نه تلاشی لازم بود و نه مسئولیتی وجود داشت و نه تصمیماتی سخت که همه بر دوش بزرگتر ها بود. ارتجاع و برگشت به گذشته و کودکی از سوی دیگر نوید دهنده ی نوعی تفکر اولیه از نظر روانشناختیست که بر آن هیچ منطقی حاکم نیست و صرفا در خدمت ارضا امیال و نیاز های فرد و تمتع از دیگران می باشد.

البته سنجیده روی در سیاست روی دیگری نیز دارد و آن حرکتی خزنده و ضمنی برای سرکوب هر نوع احساسات. در واقع انسان به عنوان موجودی واجد احساسات و عواطف، داوری و پیش داوری چه به غلط و از روی منطق نادرست ممکن است خشم و احساساتی بر علیه اقلیت ها داشته باشد، سنجیده روی سیاسی انسان را وا میدارد تا از داشتن این چنین احساساتی احساس گناه داشته و از بیان آنها از نظر اجتماعی ناتوان و مجبور باشد صورتکی زیبا بر روی صورتش بگذارد. در واقع راه حل این گونه مشکلات نه خفه کردن و نادرست دانستن آن بلکه بیان آنها و گفتمانی دوستانه برای به رسمیت شناختن این تفاوت ها و یافتن نکات مشترک و سرمایه گذاری بر روی آنها می باشد. این روند ها را میتوان در سیستم های بزرگتر جهانی نیز دید که جهت یکدست کردن ملتها سعی در ادغام آنان در فرهنگ بزرگتر کرده و سعی در فراموشی تفاوتها دارند.

در نهایت توجه شما را به سخنانی از اسلاوی ژیژک اندر این باب جلب میکنم

https://youtu.be/5dNbWGaaxWM