کوه‌های افسانه ای

telegram.me/rozanneh

اول کوه قاف

گویند پانصد فرسنگ بالا دارد و بیشتر آن در میان آب است و هر صباح چون آفتاب بر آن افتد، شعاع آن سبز می‌نماید و چون منعکس گردد کبود،گویند عنقا (سیمرغ) بر آن آشیان دارد.

قاف نام کوهی است افسانه‌ای و بلند که گویند گرداگرد زمین را پوشانده و خورشید از پشت آن طلوع می‌کند. در افسانه‌ها آمده‌است که خورشید شب‌ها را در چاهی پشت کوه قاف می‌گذراند. کوه قاف مکان چشمه آب حیات نیز ذکر شده و در ادبیات کنایه از دورترین نقطه جهان است. پیشینیان کوه قاف را میخ زمین می‌دانستند. جنس آن را از زمرد سبز نوشته‌اند و به باور آن‌ها کبودی آسمان همان روشنایی زمردین است که از این کوه بازمی‌تابد وگرنه آسمان در اصل از عاج سپیدتر است. در کوه قاف هیچ آدمی زندگی نمی‌کند. در کوهپایه آن دو شهر قرار دارد، یکی در شرق آن به نام جابلقا و دیگری در غرب آن به نام جابلسا. فاصله کوه قاف تا آسمان به اندازه قد انسان است.

پژوهشگران نام و جایگاه کوه‌های قفقاز را الهام ‌بخش پدید آمدن این افسانه دانسته‌اند (نام قفقاز در پهلوی "kapkuh" آمده و می‌تواند با "قاف"نیز ارتباط داشته باشد). در کتاب‌های جغرافیای اسلامی، کوه قــاف را همان کوه البرز می‌دانند. البرز کوه در آثار رزتشتی در حقیقت، کوهی است مذهبی و معنوی: ایزد مینوی مهر، پیش از طلوع خورشیدِ جاویدان، از بالای این کوه برآید و سراسر سرزمین آریاییان را روشن نماید و کوهی است بس بلند و درخشان که بر فراز آن نه شب است و نه تاریکی، نه باد سردِ زننده و نه بادِ گرم مهلک و نه بیماری و آلودگی و منزلگاه ایـــزد مهر است. صوفیان قاف را سرزمین دل و سرمنزل سیمرغ جان و حق دانسته‌اند. در ادبیات فارسی قاف را نشیمن سیمرغ و عنقا ذکر کرده‌اند.

کوهی است که هوشنگ پیشدادی بر فراز آن صدهزار اسب و ده هزار گوسفند برای ایزد آبان قربانی کرد. و کوهی است که گرداگرد قلهٔ آن، ماه و خورشید و ستارگان دور می‌زنند. در آثار مذهبی نیز، کوهی است مذهبی و موضوع اساطیر کهن و گوناگون.

•بنابر «بند هشن» روییدن آن هشتصد سال طول کشید و کوه‌های دیگر جهان، همه در مدت ۱۸ سال از این کوه روییدند.

•در فرهنگ‌ها آمده‌است: «قاف» نام کوهی است که گرداگرد عالم است و گفته‌اند که از زمرد است و پانصد فرسنگ بالا دارد و بیشتر آن در میان آب است و هر صباح چون آفتاب بر آن افتد، شعاع آن سبز نماید و چون منعکس گردد، کبود شود. (آنندراج)

•کوهی است از زبرجد که بر گرد زمین است و پانصد فرسنگ بالای اوست. گرد بر گرد آب دارد و چون آفتاب بر تابد، شعاع سبز آن بر آب آید و منعکس شود و آسمان از آن لاجوردی نماید و اگر نه آسمان به غایت سپید است.

•در کتب جغرافیای قدیم آمده‌است: کوه قاف، گرداگرد زمین کشیده شده‌است و مفسرین آن را کوهی می‌دانند محیط بر زمین و گویند از زبرجد سبز است و سبزی آسمان از رنگ اوست و اصل و اساس همهٔ کوه‌های زمین است و بعضی گفته‌اند فاصلهٔ این کوه تا آسمان به مقدار قامت آدمی است و…

•«قــــاف» در اساطیر به الـــبرز اشاره دارد.

گویند فرشته‌ای را بر کوه قاف موکل است تا آمر آید که تارک و بیخ آن کوه مطلوب را بجنباند و در آن زمین زلزله افکند. البرز را بدین اسم می‌دانند.

و برخی دیگر اعتقاد دارند این کوه بر گرد عالم بر آمده و بلندی او قریب فلک رسیده و جرمش از زمرد است و کبودی هوا را از انعکاس کوه است.

دومین کوه دماوند

کوهی بسیار مرتفع از سلسله جبال البرز که همیشه از برف پوشیده و در شاهنامه آمده که فریدون به امر سروش، ضحاک مار دوش را آنجا زندانی کرده و اصل آن دنیا آوند است یعنی ظرف دنیا ارتفاع آن پنج هزار هشت صد گز است و بین ری و طبرستان واقع شده است.

براساس اعتقادات ايرانيان باستان، آسمان و زمين در آغاز كوهي بود كه پايه ي آن زمينو قله ي آن آسمان بود. بنا بر اين اعتقاد كوه اصلي ، كوه البرز بود كه هشتصدسال طول كشيد تا از زمين به در آمد. دويست سال طول كشيد تا به ستاره پايه ( نام طبقات مختلف آُمان) رسيد ودويست سال تا ماه پايه و دويست سال تا خورشيد پايه و دويست سال ديگر هم طول كشيد تا به منتهي اليه آسمان رسيدند. بدين گونه اين كوه ميان كيهان كشيده شده است. در حالي كه پايه آن به آسمان در جايي كه جهان را احاطه كرده پيوسته است. ريشه هاي اين كوه كيهاني در زيرزمين پراكنده است و آن را به هم پيوسته نگاه مي دارد وازاين ريشه ها، همه كوههاي ديگر سربر مي آورند.

سومین کوه سراندیب

نام دیگر آن سیمهلدیپ. نام کوهی است مشهور، که حضرت آدم از بهشت به آنجا فرود آمد و از انگشت پا تا پاشنه آن هفتاد گز است.

چهارمین کوه گلستان

در آن جا گل‌های خودرو و خوش‌بو رشد می‌کند. این کوه در طوس است.

پنجم کوه ورن

در بلاد مغرب، تخمینی هزار فرسنگ.

شمشم كوه لزگیان

آن را جبل قبق نیز گویند و این کوه کشیده شده است از ساحل بحر خزر نزدیک دربند به جانب جنوب و این کوه وسعت عظیم دارد.

هفتم کوه چین

این کوه از حدود چین برمی آید و به جانب مغرب می کشد تا حدود فرغانه و کیش و سمرقند و متصل می‍شود به غرجستان و بدخشان و می‍پیوندد به کوه بلخ و غور و غزنین و به سرزمین کابل و افغانستان درآید و از نواحی پنجاب و کشمیر بگذرد و شاخی از آن تا حدود بسطام ودامغان رسد به کوه قارن پیوندد و متصل شود به جبال مورنگ ... و این کوه عظیم‍ترین کوه‍هاست بعد از کوه قاف و دربند آن را کوه سوالک خوانند.

همچین گفته می‌شود که بر گرد هر یک از آن هفت کوه دریائی هست. به این ترتیب معتقد بودند که تعداد دریاهای عالم هم هفت است. نام این هفت دریا در کتاب‌های مختلف با یکدیگر متفاوت است ولی به هر حال شمار آن‌ها هفت است.

متفاوت است ولی به هر حال شمار آن‌ها هفت است.