حُـ سِـ يْـ ن اربابم


آمدم دم بـزنم یک دمی از مبـحث عشق…

دم مـن گرم شد و حنجره‌ام گفت: حٌـ سِـ يْـ ن (ع)


ارباب ؛ تو اين دل شب گداتو درياب
One clap, two clap, three clap, forty?

By clapping more or less, you can signal to us which stories really stand out.