کافه کم نور

آینه می رقصد در محضر باد
پنکه سقفی می رقصد در آستان موسیقی
نغمه می رقصد در دستان خنیاگر
قطار چموش می رقصد با شب 
شب می رقصد با خیال شاعر

شاعر اما
دیر زمانی است که در خواب است