در وادی انسانیت

دروادي انسانيت سرگردانم!

ازتجارماده پرست كه به سلاح انقلاب مسلح شده اند بيزارم…بيش ازهرچيز انسانيت و ارزشهاي انساني و خدايي ارزش دارد وهيچ چيزنمي تواندجاي آنرا بگيرد.بايدمعيارسنجش را فقط وفقط برمبناي انسانيت قرارداد. نمي توانم بپذيرم كه ارزشهاي الهي و حتي قداست انقلاب بازيچه سياستمداران وتجارماده پرست شده است.

افسوس كه مصالح مادي وحب حيات ومنافع شخصي همه رابه زنجيركشيده است. جبرتاريخ همه را اسيروزبون نموده است. دلداده اي مي خواهم كه برهمه هستي قلم سرخ بكشدواز اسارت محاسبه ها، ترس ها وعلايق دنيوي آزادگرددوپرچم خونين سعادت انسان را از نسلي به نسل ديگر ارمغان دهد.

انقلابي آن نيست كه تفنگ بردوش بكشد ولباس خدايي بپوشد وباشعارات تند خود را ازجرگه ملت خارج كند و با شعارات وتبليغات و زور بخواهد عقايد خود را برديگران تحميل كند. انقلابي آن است كه هنگام صلح به انقلابي گري تظاهرنكند. انقلابي آن نيست كه با بي انصافي و زرنگي حق ديگران رابگيرد ومردمي را كه براي خاطر و شنيدن حرفهاي او نيامده اند واداركند كه ساعت ها به حرف او گوش فرادهند وكساني را كه ملت خواهان استماع سخنانشان هستند از سخن گفتن بازدارد.

برگزيده هايي ازكتاب “ خدا بود و ديگرهيچ” نوشته آقاي دكترمصطفي چمران.

MD.Afrach@gamil.com

23.12.2010