بررسی کوتاهی بر دلایل شکست استارت‌آپ‌های ایرانی در حوزه‌ی برنامه‌نویسی

سالیان زیادیه که در زمینه‌ی توسعه‌ی نرم‌افزار‌های موبایل و مخصوصا اندروید فعالیت می‌کنم، با شرکت‌های مطرحی همکاری داشتم و پروژه‌های جذابیو به سرانجام رسوندم اما اگه امروز بعد از تمام این سال‌ها از بین ده‌ها پروژه‌ای که از نظر فنی با موفقیت منتشر شدن، بخوام اسم چنتا رو که هنوزم فعال هستن بیارم [یا اقلا در اون سطحی که اون زمان فعال بودن الآن هم باشن]، شاید نهایتا ۲-۳ پروژه بیشتر نباشن.

این حقیقت برای خود من خیلی تلخه، با در نظر گرفتن وقت و بودجه‌ای که برای هر کدوم از اون‌ها صرف شده، حتی تلخ‌تر هم می‌شه، اما علت چیه؟

قبل از این‌که بخوام وارد بحث علت‌شناسی بشم، می‌خوام به چند نکته اشاره کنم؛ من در این‌جا فقط به بررسی برنامه‌هایی می‌پردازم که از نظر کیفیت فنی و کارایی بالا هستن و برای حل یک مشکل کوتاه‌مدت هم به وجود نیومدن، وجود خیلی‌هاشون همین الآن هم می‌تونه در بالابردن سطح زندگی روزمره کمک بسیاری کنه.

بر اساس تجارب شخصی خودم و اون‌چه که دیدم و لمس کردم، دلایل عدم توفیقو در دو دسته‌ی عمده می‌بینم:

۱- ضعف در طراحی ظاهری و تجربه‌ی کاربری.

این مشکل در صنعت ما فقط گریبان‌گیر حوزه‌ی آی‌تی نیست، طراحی، از بسته‌بندی گرفته تا بنرهای تبلیغاتی در ایران عمدتا به معنای واقعی کلمه «زشت» و غیر اصولی هستن.

نکته‌ی دردناک‌تر در این مورد نبود طراحای قوی نیست، عدم استفاده از طراحای قویه و این باور که اولین برخورد مشتری/کاربر با محصول شما کاملا در لایه‌ی ظاهر اتفاق می‌افته و چقدر موثره هنوز در بین صاحبان کسب و کار و تولیدکنندگان جا نیفتاده.

اما می‌خوام ازین مورد به سرعت عبور کنم، چرا که حتی این نقطه ضعف رو معلول دلیل عمده‌تری می‌دونم، دلیل این‌که اکثر پروژه‌های باکیفیت، حتی با کیفیت ظاهری خوب، خیلی زود از صحنه‌ی روزگار حذف می‌شن.

۲- بازاریابی (Marketing).

عمده مشکل تمام استارت‌آپ‌ها دقیقا همین جاست!

به عنوان مثال و برای گذری از مورد اول، شما هیچ‌وقت نمی‌تونین به یک UX مناسب برسین اگر قبلش Market research درستی انجام نداده باشین.

چیزی که به چشم دیدم اینه که در ایران اول یک محصول رو کامل می‌سازن بعد تازه به فکر فروشش می‌افتن، در زمان فروش اجباراً وارد پروسه‌ی Market research می‌شن و تغییرات زیادی به ناچار وارد سیستم می‌شه، مدتی به این شکل ادامه می‌دن، تغییرات جدید منجر به ناپایداری می‌شه و محصول دیگه حتی کیفیت فنی خودش رو از دست می‌ده، حتی اندک مشتری‌های جذب شده هم جدا می‌شن و نهایتا پروژه می‌خوابه. این سرنوشت بیشتر پروژه‌های ایرانیه.

اما خب معدود شرکت‌هایی هم هستن که تحقیقات لازم رو قبل از اجرای کار انجام دادن، اما باز هم با شکست مواجه می‌شن، ولی چرا؟

به جرأت می‌تونم بگم که تقریبا هیچ آژانس تبلیغاتی‌ای در ایران نیست که ۱۰۰٪ اصولی، علمی و درست بازاریابی یک اپلیکیشنو انجام بده.

راه‌کارهایی که این آژانس‌ها برای برنامه‌ی شما ارائه می‌دن اغلب با نحوه‌ی تبلیغات، فروش و توزیع یک شامپو هیچ فرقی نداره.

تازه شما با همه‌ی این‌ها زمانی مواجه می‌شین که بتونین از پس هزینه‌های گزاف این موسسات بربیاین.

اما چه باید کرد؟

در شرایط موجود من لازم می‌دونم به تمام دانشجوهای رشته‌های آی‌تی و کامپیوتر یک توصیه‌ی صمیمانه کنم.

امروز تعداد برنامه‌نویسا و توسعه‌دهنده‌ها اصلا کم نیست اما هنوزم با وجود جایگاه‌های خالی موجود در شرکت‌ها بسیاریشون کار ندارن، چون اصلا کیفیت لازم برای حضور حرفه‌ای در یک شرکتو ندارن.

برنامه‌نویسی با تمام لذت‌هاش، با وجود درآمد نسبتا بالا در مقایسه با سایر مشاغل، کاری بسیار فرسایشیه، فقط در صورتی می‌تونین توش موفق باشین که زندگیش کنین.

اگر این توان رو در خودتون نمی‌بینین، لطفا به جای ورود به حوزه‌ی برنامه‌نویسی، شروع به کسب مهارت‌های مدیریتی/بازاریابی کنین.

بازار آی‌تی فعلی ما، بیش از برنامه‌نویس‌های قوی به کسایی نیاز داره که بتونن کار این افراد رو عرضه کنن. ما از تیم‌های مارکتینگ ضعیف رنج می‌بریم، تیم‌هایی که کم‌ترین سواد فنیو نسبت به محصولی که ارائه می‌دن ندارن و واقعا جای افرادی که هم از نظر فنی و هم از نظر بازاریابی کارا باشن خالیه.

خیلی از شرکت‌ها رفته رفته تعطیل می‌شن و فضای باز فعلی برای برنامه‌نویس‌ها تبدیل به یک فضای کاملا رقابتی خواهد شد، در اون شرایط فقط بازاریابای حرفه‌ای هستن که می‌تونن این بازار رو حفظ کنن و به جلو ببرن.

به امید روزی که صنعت برنامه‌نویسی ما بتونه با بازاریابی قوی، محصولات با کیفیت خودشو در داخل و خارج به عرضه برسونه.

Show your support

Clapping shows how much you appreciated رَهْنَمٰا’s story.