تب استارت آپ در ايران

این مطلب شبیه یک نمایشنامه در 4 پرده و بصورت روایتی از مشاهدات من در فضای اکو سیستم کارآفرینی کشور تهیه و تنظیم شده است.

پرده اول: داستان نیمه تمام یک کارآفرینی

تابستان سال 1392 کلید شروع یک استارت آپ اینترنتی زده شد. در این استارت آپ، نقش من هم-بنیانگذار بود. پس از 6 ماه کار و تلاش مداوم و صرف هزینه های شرکتی و حقوق و … به این نتیجه رسیدیم که برای ادامه کار نیاز به حمایت مالی و سرمایه گذار داریم. از فروردین 93 شروع به مذاکره با نهادهای سرمایه گذاری کردیم. به خاطر دارم با 5–6 نهاد دولتی و خصوصی مذاکره کردیم. در آن زمان هنوز اکو سیستم کارآفرینی به شکلی که امروزه شکل گرفته، وجود نداشت. اصلا کلماتی نظیر استارت آپ و شتابدهنده و … مد نشده بود و کمتر شنیده می شد. در مذاکراتی که با سرمایه گذاران داشتیم، متوجه شدیم ادبیات مذاکره با شرکتهای کارآفرین چندان عادلانه و حرفه ای نیست و با آنچه در تمام جهان متداول است، تفاوت فاحشی دارد. در نهایت، بعد از مدتی استیصال در مهر ماه 93 جذب یکی از شتابدهنده ها شدیم و کسب و کار ادامه پیدا کرد.

پرده دوم: تولد اکو سیستم کارآفرینی در ایران

از سال 93 تا کنون (سال 1395) اکو سیستم کارآفرینی در ایران متولد شده و در حال شکل گیری است. در حال حاضر 34 شتابدهنده، و 43 صندوق سرمایه گذاری خطر پذیر(VC) در کشور ایجاد شده اند، و 34 رویداد استارتاپ ویکند با حضور 3500 کارآفرین در 16 شهر برگزار شده است. هر روز شاهد افزایش فعالیتهای این حوزه و شکل گیری نهادهای کارآفرینی هستیم. برخی نهادها از قبل وجود داشته اند ولی فعالیتی نداشته بودند و اکنون با همه گیر شدن فضای استارتاپی خودشان را مطرح کرده اند، برخی فقط نامی ثبت کرده اند که از قافله عقب نمانند. البته برخی هم خیلی خوب و دقیق مشغول کار هستند.

در این اکو سیستم، همه جا افراد در حال شبکه سازی (Networking) و صحبت کردن در مورد کسب و کارهای اینترنتی هستند. به قول یکی از کارآفرینان، اینقدر تعداد جلسات و رویدادهای شبکه سازی زیاد شده که وقت نمی کنیم روی استارتاپ خودمان تمرکز کنیم. به عنوان یک مشاهده گر، خیلی اوقات این حس را داشتم که جای حواشی کارآفرینی با متن عوض شده است. طبیعی است در این فضا، برخی به دنبال مطرح نمودن خود باشند و برخی به دنبال کسب منفعت از این فضا هستند. در مقابل، تازه فارغ التحصیلان و کارآفرینان قدیمی تر که تا قبل کسی به آنها توجه چندانی نمی کرد اکنون در این رویدادها در مرکز توجه هستند. حضور در این رویدادها به هدف تبدیل شده و کارآفرینی به حاشیه رانده شده است. برای مثال، شبکه سازی و نت ورکینگ یکی از ابزارهای توصیه شده برای کارآفرینی ست، در حالیکه در فضای استارتاپی ایران بعضا عکس آن دیده شده است.

پرده سوم: تاریخ تکرار می شود؟

تصور کنید اکنون سال 1999 میلادی است و شما در دره سیلیکون (Silicon Valley) حضور دارید. قبل از آن، یادآوری میکنم که دهه 90 میلادی از نظر اقتصادی، دهه خوبی نبوده و در سالهای مختلف آن بحران های مالی زیادی در کشورهای مختلف جهان وجود داشته است. سرمایه گذاران از هیچ کسب و کاری مطمئن نیستند. نمی دانند پول خود را کجا سرمایه گذاری کنند. در میان این سردرگمی سرمایه گذاران، دوره انفجار دات کام اتفاق می افتند.

هر شب در دره سیلیکون، یک کارآفرین مهمانی مفصلی برپا می کند و ایده خود را مطرح می کند و سرمایه جذب می کند. جالب است که پول آن مهمانی را از سرمایه جذب شده می دهد، یعنی اگر نتواند سرمایه جذب کند، پولی برای پرداخت هزینه های مهمانی نخواهد داشت. مواردی اتفاق افتاد که حتی قبل از نهایی شدن مراحل ثبت شرکت، IPO صورت گرفته است. (IPO به معنای عرضه اولیه سهام در بازار بورس است) سرمایه گذاران جو زده با عطش زیادی به دنبال سرمایه گذاری در شرکت های دات کام بودند. با توجه به رکود جهانی اقتصاد و انفجار اینترنت در جهان، شرکتهای دات کام فرصت خوبی بودند که همه به دنبال دست یافتن به آن بودند. در دره سیلیکون هیچ کمبودی برای جذب سرمایه و پول وجود نداشت.

جنون دات کام از سپتامبر 1999 شروع شد و پس از 18 ماه در مارس 2000 به پایان رسید. شاخص نزدک (NASDAQ) در مارس 2000 به بیشترین حد خود در یک دهه گذشته یعنی یه 5048 واحد رسید و پس از آن جباب شروع به ترکیدن کرد. به شکلی که در آوریل همان سال به 3321 واحد تنزل کرد و در اکتبر سال 2002 به 1114 واحد رسید. این تنزل سرمایه گذاران را نا امید کرد و باعث شد سرمایه خود را از شرکتهای دات کام به سمت املاک و ساختمان ببرند که به نحوی باعث ایجاد بحران جهانی سال 2007–8 گردید. البته خیلی از سرمایه گذاران پولهای خود را از دست دادند و شرکتی که در آن سرمایه گذاری کردند، ورشکست شد.

پرده چهارم و آخر: ضایع مکن این دَم اَر دلت شیدا نیست

شکل گیری اکو سیستم کارآفرینی در کشور یک اتفاق خوب و امیدوار کننده است. در مقایسه با قبل دهه 90 شمسی، اکنون کارآفرینان می توانند با تکیه بر تجربه و حمایتهای افراد با تجربه و نهادهای اکو سیستم، با سعی و خطا و هزینه کمتری به هدف دست یابند. این فضا می تواند با ایجاد ارزش افزوده در اقتصاد کشور منجر به پیشرفت شود. البته باید برخی مسائل در کانون توجه قرار گیرد.

تمرکز بر ایجاد ارزش و محصول/خدمات رقابتی که قابلیت عرضه در عرصه منطقه ای و جهانی را داشته باشد از جمله این موارد است. یکی از دام های کارآفرینی، شیفتگی کارآفرین نسبت به ایده خود است، در حالی که ممکن است مخاطب یا مصرف کننده ارزشی برای محصول/خدمت کارآفرین قائل نباشد. متاسفانه فضای رقابتی بین نهادهای اکو سیستم کارآفرینی نیز باعث ایجاد استارآپ های مشابه شده است که تمایزی با سایرین ندارند. البته ایجاد شرکتهای جدیدی که رقابت را بهبود دهند برای اقتصاد و رفاه جامعه مفید است ولی کپی کردن خدمات/محصولات در استارت آپ های متفاوت ارزش جدیدی ایجاد نمی کند و در نهایت منجر به شکست شرکت و هدر رفتن منابع اقتصادی می شود.

کارآفرینان لازم است بدانند نمی توانند راه 100 ساله را یک شبه بروند. آنچه از رشد یکباره و با شیب زیاد شرکتهای خارج از کشور گفته می شود ممکن است درست باشد ولی بسیاری از پیش نیازها را کارآفرین از قبل آماده کرده که چنین رشدی اتفاق افتاده است. متاسفانه ما فقط پرده آخر را میبینیم در صورتی که کارآفرینان قبل از پرده آخر، زحمات زیادی پشت صحنه کشیده اند. در اکو سیستم کارآفرینی باید روی یک ایده ناب تمرکز کرد و با شروعی کوچک، بهبودهای کوچک انجام داد، تا زمانی که صلاحیت و کفایت بزرگ شدن در شرکت به وجود بیاید. به یاد داشته باشید بلوغ زودرس باعث مرگ زودرس می شود. پس سعی کنید حباب درست نکنید، اگر حبابی ایجاد شود، با ترکیدن آن همه متضرر خواهند شد. رشد جزیی بهترین و مطمئن ترین راه است.

در آخر اینکه باید مجموعه کارآفرین ناب و منعطف بماند. حتی پس از شکل گیری شرکت و جذب سرمایه نباید خیلی ریخت و پاش کرد. مخصوصا در دوران کنونی که کشور در شرایط اقتصادی رکود تورمی است، صرف هزینه های غیر ضروری برای رشد زیاد و غیر متعارف کمی دور از عقل است. همیشه باید تقاضای بازار و قدرت خرید را تحلیل کرد و سپس نسبت به عرضه محصول/خدمت و صرف هزینه های هنگفت تبلیغاتی و … اقدام نمود.

در شرایط کنونی کشور، چنانچه رقابت بین نهادهای کارآفرینی با درایت و خالی از رقابتهای برتری جویانه باشد و همچنین دیدگاه کارآفرینان ایجاد ارزش برای مصرف کننده باشد، می توان امیدوار بود از این فرصت استفاده بهینه نمود. البته شکی نیست شکست، روی دیگر سکه موفقیت است، ولی مهم است دلیل شکست چه چیزی باشد. بهتر است شکست بدلیل پیشرفت خاص تکنولوژی و رقابت باشد تا از روی بی تدبیری و بی درایتی.

چنانچه تمایل دارید مقالات جدید را دریافت کنید، در خبرنامه آخرهفته ها با دکتر مرشدی ثبت نام کنید.