چهار ماه در استانبول
تجربه زندگی در کشور ترکیه
در چند هفته اخیر بارها از من در مورد سفر به کشور ترکیه سوال شده و لازم دیدم تجربهای رو که داشتهام رو به شکل زیر توضیح بدم. هرچند من الآن حدود 4 ماه هست که به کشور ترکیه اومدم وخودم رو یه سفرکرده به غرب نمیبینم و با اینکه تجربه بلند مدتی نیست ولی چیزهای زیادی بوده که یاد گرفتم، البته شاید تجربههای دیگه زندگی در غرب هم رو افکارم تاثیر داشته ولی سعی کردم با نگرشی واقع بینانه بیان کنم.
همونطور که احتمالن میدونین هر کاری که انجام میدی یه سری چیزها بدست میاری و یه سری چیزهارو از دست میدی و سفر به یه مملکت دیگه هم هیچ استثنایی نیست، حال به قول برادر کوچکترم مسئله اینه که شما واقعن چقدر از ته دل چیزی رو میخواهید. این نیروی خواستن هست که شمارو به طرف کشف جاهای جدید میکشه.
باید همیشه واقع بین بود به مسائل، خیلی ها رو میبینم که در مورد جایی که زندگی میکنن طوری صحبت میکنن که گویا هیچ مشکلی ندارن و یا شرایط و جایی بهتر از اینکه دارن وجود نداره ولی به نظرم این افراد اگر تعصب رو کنار بذارن و واقع بینانه صحبت کنن میبینی که زیاد هم تصویری که به شما از مملکت خودشون میدن واقعی نیست و حتی از این دروغ خودشان هم رنج میبرن.
قبل از اینکه به ترکیه سفر کنم خیلی ها همیشه در مورد راحت بودن مهاجرت به ترکیه صحبت میکردن ولی در یک جمله به نظرم هیچ جا راحت تر از جایی نباشه که الآن هستین. مطمئن باشین مشکلات زیادی خواهید داشت و هیچ چیز سخت تر از تغییر نیست و در این مورد شما شاید حتی مجبور به تغییر دادن خودتان هم بشوید. سفر ازتبریز شهری بسیار کوچک در مقابل استانبول میتواند تفاوتهای زیادی رو داشته باشه و شما مجبور خواهید بود همه چیز رو از نو شروع کنید. البته اگه تجربه زندگی در شهری دیگه به غیر از شهر خودتون رو داشتین به نظرم بدونین منظورم از نو شروع کردن چیه.
تصمیم به سفر
چهار ماه پیش بدون برنامهریزی تصمیم ناگهانی گرفتم از شهر نسبتن آرام تبریز به شهری بزرگ و شلوغ مانند استانبول سفر کنم و حداقل سعی کنم به مدت یکسال در چنین شهری زندگی کنم. البته با اینکه میگم بدون برنامه ریزی ولی میدونستم که امن هستم به دو دلیل اول اینکه هزینه زندگی رو حداقل تا 6 ماه به همراه خودم داشتم و دوم اینکه به حد کافی در ترکیه آشنا دارم که شش ماه کمک کنند تا زنده بمانم. من آدمی محافظه کار هستم و پیشنهاد میکنم اینو در نظر داشته باشین که هزینهتان در بدترین شرایط از کجا تامین خواهید کرد. ایندو مسئله برام کافی بود.
زبان و فرهنگ
در مورد سفر به هر جایی مهمترین چیز دانستن زبان آن مملکت و مهمتر از آن دانستن زبان انگلیسی در حد Fluent هست. ایندو زبان در مورد استانبول بسیار مهم هستند. اگر ترکی ندانید بعد از چند هفته احساس غریبی را خواهید کرد و اگر انگلیسی نتوانید صحبت کنید از جمعها و محیط های چند فرهنگی که در استانبول بسیار وجود دارد دور خواهید ماند. یکی از تجربیات زندگی در شهری مانند استانبول در ارتباط بودن با افرادی در سن و سال خودمان از تمام کشورهای دنیا است، از آمریکای جهانخوار گرفته تا سوریه بدبخت. آشنایی با فرهنگ های متفاوت و در عین حال مشابه. و البته جمعی پرانرژی که آزادی انتخاب دارد و محدودیت بیرون ماندن و محدودیت جنسیتی ندارد و فکر اینکه کجا برود و چکار کند شب تا صبح میتواند بسیار جالبتر از آنی باشد که در مملکت خودمان تجربه میکنیم. البته در هر جایی از دنیا میتوانید انجمن هایی از ایرانیان مقیم در آن شهر و مملکت رو پیدا کنین که اصل و فرهنگ ایرانی رو با آزادی های آن مملکت آمیختهاند و باید همرنگ آنها شوید تا به جمعشان راه پیدا کنید. البته من از آنجایی که آدمی چندان اجتماعی نیستم همه اینها رو تحت نظر داشتم و زیاد درگیر هیچکدام نشدم.
در این مدت زیاد با ترک ها در ارتباط نبودم ولی با اینکه همه جای دنیا هرطور آدم پیدا میشه، اگه میخواین اعصابی راحت داشته باشین وارد بحث مذهبی و سیاسی باهاشون نشین چون نصفشون در این مورد خیلی خیلی تندرو تر از اونی هستن که استانبول نشون میده و در کل زیاد فریب ساختمان ها و شهر غربی نمای استانبول رو که پر از کنسرت ها و دیسکوها و خوشگذرانیهای غربی ست رو نخورین چون فرهنگ کاملن شرقی رو به عینه میتونین همینجا ببینین. نمیگم فرهنگ شرقی بده ولی همیشه هم خوب نیست.
کار و پول
این آزادیهای اَلَکی میتونه یکی از دلایل مهاجرت باشد و یا شاید شما بدنبال کار و شغلی مناسب باشید. البته که در شهری مانند استابول با این حجم توریست و اقتصادی پویا کمتر کسی را پیدا میکنید که بیکار باشد. اینجاست که شما جریان پول را واقعن احساس میکنید. پولی که همیشه در جریان است. جمله یکی از دوستانم در مورد پول درآوردن در استانبول رو تکرار میکنم، “تو فقط بیا اینجا، نگران نباش از گرسنگی نمیمیری”. البته شما معلوم نیست مشغول به چه کاری شوید، شاید به شغل رویاهایتان از روز اول نرسیدو یا حتی تا روز آخر ولی باید حاضر به کار کردن باشید. این روحیه بسیار مهم است که البته همه ما در صحبت بسیار سخت کار میکنیم ولی چقدر پایبند به حرفمان هستیم زمانی روشن میشود که فقط با سرمایه کار کردن خودمان روبرو باشیم و بس. واریز پول به حسابتان کاری دشوار است و البته مقروم به صرفه هم نیست که شما ریالهای بی زبان رو به لیر تبدیل کنید و ولخرجی کنید. مدام مجبور به تبدیل ریال به لیر باشید مطمئنا یا دیوانه خواهید شد و یا بسیار خسیس، پس داشتن یک شغل از ملزمات است ولی اینکه شغلتان چگونه از آب دربیاید به تخصص، تجربه، شانس و پشتکار شما بستگی دارد و البته دانستن دو زبان ترکی و انگلیسی نیز میتواند بسیار موثر باشد. مراکز و وبسایت های شغل یابی زیادی وجود دارند که میتوانند به دردتان بخورند و یا شاید آشناهایی داشته باشید ولی تا دست به کار نشوید کسی برایتان کاری نخواهد کرد، خیلی ها شاید قول و قرارهایی به شما بدهند و شما را بیهوده امیدوار کنند ولی زیاد هم دل به این قول و قرارها نبندید. کسی به غیر از خودتان برایتان کاری نخواهد کرد.
اقامت
البته اقامت هم یکی از مواردیست که باید به آن فکر کنید. اگر فکر میکنید که با پیدا کردن کار اقامت را هم گرفتهاید دوباره فکر کنید چون احتمال زیادی وجود داره که شغلی با درآمد خوبی پیدا کنید ولی کارفرمای شما حاضر به پرداخت هزینه اضافی بابت بیمه و مجوز کار شما در ترکیه نشه، پس باید یه استراتژی مناسب برای حل این مسئله هم پیدا کنین. البته همیشه که شرایط همینطور نمیمونه و با کسب سابقه بیشتر و اطلاعات کافی تر در مورد کار در کشور مورد نظرتون امکان پیدا کردن شغلی مناسب با مجوزهای کافی بیشتر میشه ولی برای شروع کار راحت ترین روش کار کردن به اصظلاح غیرقانونی است. اقامت دانشجویی در ترکیه به صرفهترین اقامت هست چون هم از حقوق شهروندی خوبی برخوردار میشین و هم خیلی راحت تره، هرچند من خودم این اقامت رو نگرفتم ولی برای شروع کار من این نوع رو پیشنهاد میکنم؛ البته زیاد به این نوع اقامت عادت کنین یهو میبینین که دکتری تموم شده و هنوز شما دنبال ادامه تحصیل هستین. ترکیه کشور مهاجر پذیری نیست و قوانین اقامت دائم در این کشور نسبت به خیلی کشورهای پیشرفته تر سفت و سخت تره ولی هیچ چیزی غیر ممکن نیست.
ترکیه دروازهای به غرب
خیلیها ترکیه رو یک کشور بعنوان دروازه به سایر کشورهای غربی میبینن ولی من کمتر کسی دیدم که از این مملکت بعد از چند سال سابقه و کار کردن به مملکتی دیگه بره. زندگی خیلی کوتاهه و ما هم همیشه بیست، سی ساله نمیمونیم که چند سال هم اینجا تلف کنیم. البته اگه برنامه دقیق داشتین او که هیچ ولی در غیر اینصورت پیشنهاد از همین الآن برا همون کشور غربیتر سعی کنین.
اگر تاحالا به استانبول هم نیومدین و حتی قصد مهاجرت به ترکیه رو هم ندارین توصیه میکنم این شهر دیدنی رو از دست ندین و حتمن برای دیدن در برنامه آیندتون بذارین و اگر هم قصد دارید به اینجا پناه بیارین واقع بین باشین تا به ذوقتون نخوره. و نهایتن اگه قصد دارین تجربه جدیدی داشته باشین زیادی وسواس بخرج ندید و فقط عمل کنین