قالیباف، ناکام‌تر از کارل هاینس رومنیگه!

از میان کاندیداهای ریاست جمهوری دوره‌ی دوازدهم، محمدباقر قالیباف از جهاتی متمایز از دیگر کاندیداهاست، وی که با 55 سال سن، تجربه‌ی دو شکست در کارزار انتخابات ریاست جمهوری را در کارنامه‌اش دارد، باری دیگر تا پای فینال خودش را بالا کشیده و گرچه دیگر خبری از عکس‌هایش با لباس خلبانی در میادین شهر و یا به رخ کشیدن القابی همچون سردار یا خلبان نیست و این بار در قامت مدیران کلاسیک جمهوری اسلامی، رخت ساده بر تن کرده ولی نتایجی که از افکارسنجی‌های پس از مناظره‌ی سوم به گوش می‌رسد، رشدی منفی را در جلب آرای این کاندیدا نشان می‌دهد.

قالیباف شاید از جهاتی تیم ملی هلند را به اذهان متبادر کند، همان تیمی که هربار با سروصدای بسیار پا به میدان گذاشته و تا مدتی هم، بازی‌های درخشانی از خود به نمایش می‌گذارد، ولی سرآخر ناکام از کسب جام به خانه باز می‌گردد، اما برای من محمدباقر قالیباف، با تخفیف همان کارل هاینس رومنیگه‌ای است که لقب ناکام‌ترین کاپیتان فوتبالی دنیا را یدک می‌کشد!

کارل هاینس رومنیگه در جام جهانی 1982 به همراه تیم ملی آلمان بازی‌های موفقی را به نمایش گذاشت و تا پای فینال هم رسید، ولی در آن سال، در حالی که همگان انتظار داشتند رومنیگه ستاره بی‌چون و چرای مسابقات باشد، این پائولو روسی از ایتالیا بود که رومنیگه را مقهور تکنیک ناب و اشتهای سیری ناپذیرش برای گلزنی کرد.

چهارسال گذشت و رومنیگه باری دیگر به همراه تیم ملی آلمان غربی به فینال جام جهانی 1986 مکزیک پای نهاد، رومنیگه بیش از هر زمانی برای بالا بردن کاپ قهرمانی بی‌تابی می‌کرد، ولی این بار جهان نظاره‌گر ساق‌های جادوگری به نام دیه‌گو آرماندو مارادونا بود که با درخشش خود، نتیجه‌ی بازی را 3 بر 2 به سود آرژانتینی‌ها رقم زد تا رومنیگه، لقب ناکام‌ترین کاپیتان فوتبالی دنیا را برای خود کسب کند!

محمدباقر قالیباف، شهردار کنونی تهران، پس از ثبت‌نام در انتخابات ریاست‌جمهوری در ۲۶ فروردین ماه ۱۳۹۶ ضمن بیانه‌ای دولت خود را «دولت مردم» نام نهاد و چند وعده به مردم داد. او ادعا کرد که در یک دوره چهار ساله با انقلابی اقتصادی درآمد کشور را دو و نیم برابر افزایش خواهد داد، ۵ میلیون شغل ایجاد خواهد نمود و نظام مالیاتی را به نفع ۹۶ درصد مردم تغییر خواهد داد. وی در مناظره‌ی نخست با قدرت ظاهر شد و با برنامه‌ای مدون، خواست تا خود را نامزد اصلی جریان اصولگرا در مقابل سید ابراهیم رئیسی معرفی کند، ولی در سایه‌ی درخشش کاندیدایی از جریان اصلاحات به نام اسحاق جهانگیری قرار گرفت. قالیباف در دور دوم مناظره بسیار سعی کرد تا سبد آرای خویش را با بیان دولت 4 درصدی در برابر مردم 96 درصدی، از میان اقشار ضعیف گزینش کند، ولی این بار سیدابراهیم رئیسی که از رخوت مناظره‌ی نخست به در آمده و با اعتماد به نفسی بیشتر رو به دوربین و با مردم سخن می‌گفت، تنه‌به‌تنه‌ی قالیباف پیش رفت تا جایی که پس از این دور از مناظره تعداد دیگری از احزاب، گروه‌ها و شخصیت‌های تأثیرگذار جناح اصولگرا نیز در حمایت از سیدابراهیم رئیسی بیانیه بدهند.

دور سوم و نهایی مناظره در حالی آغاز شد که همگان انتظار برنامه و سخنی نو از شهردار دوازده ساله تهران داشتند، ولی اصرار وی بر همان تاکتیک حمله‌ی بی‌محابا و سپس عقب نشینی باعث شد تا خودش این‌بار در دام زیرکی ستاره‌ی بی‌چون و چرای این دور از مناظرات یعنی حسن روحانی بیفتد. هنوز خاطره‌ی کلیدواژه‌ی گازانبری از دوره‌ی پیش انتخابات از یادها نرفته بود که این بار کلیدواژه‌ی لوله کردن هم به آن اضافه شد، تا قالیبافی که در دو دور پیشین مناظرات همواره لبخندی بر لب و در کمال آرامش نظاره‌گر خشمگین شدن رقبا بود، این بار به وضوح از گیر کردن در تله‌ی رقیبِ زیرکش، عصبانی شده و در مقامی تدافعی قادر به بیان آنچه می‌بایست به عنوان برنامه و راهکار ارائه می‌کرد، نباشد.

هنوز یک هفته برای محمدباقر قالیباف زمان مانده تا تصمیم بگیرد همچنان پای ثابت این رقابت باشد یا عرصه را به نفع سیدابراهیم رئیسی که مورد حمایت بدنه‌ی مستحکم جریان اصولگرایی است واگذار کند، ولی آنچه روشن است، ناکامی چندباره‌ی مردیست که بی‌تابی‌اش برای عطش قدرت، خیلی زود آن را به مهره‌ای سوخته تبدیل کرد.

حسن علیزاده، پژوهشگر حقوق و روابط بین‌الملل

www.shiill.ir