سیروس ملکوتی يک فرصت طلب لفاظ و مدعى

طرف (سیروس ملکوتی) از زن سابق و پارتنر فعلى همزمان مبلغ اجاره خانه اش را تيغ مى زند، بنام “رسانهء مستقل” چندين پيرزن متمكن ايرانى را با شوخ چشمى هاى دون ژوان وار در چهارگوشهء جهان تيغ مى زند و همزمان خان داداش محترم پارتنر بيچاره و چند آزاديخواه ديگر را هم تيغ مى زند، هم گروههاى جدايى طلب را تيغ مى زند و هم گروهها و چهره هاى ايراندوست و ضد جدايى طلبى را؛ در فرانسه نشسته و از دولت سرمايه دار همسايه تقاضاى بيمه بازنشستگى مى كند اما ادعا مى كند هرگز هيچ كمك دولتى نگرفته و تقاضا نخواهد داد تا اطرافيان ساده دل بيشتر سر كيسه را شُل كنند…

زوج جوان تحصيلكرده و آزاديخواهى كه در تظاهر سیروس ملکوتی به رفاقت و محبت پدرانه مدتى مديد به او رسيدگى مادى و معنوى كرده و برايش كار بى مزد كرده اند و چند هزار يورو هزينهء همان رسانهء مستقلش كرده اند و در كارهاى ادارى و ترجمه و حتى اسباب كشى هايش كمكش كردند پشت سر نزد بى خبران و بستگان “زوج بدبخت بيچاره اى كه كار و جا و مكان ندارند” و ایشان -سیروس ملکوتی- آنها را زير پر و بال خودش گرفته معرفى مى كند و باد به غبغب مى اندازد و اداى محبوب گادفادرى اش را در مى آورد.

سیروس ملکوتی با گستاخی تمام از دوستان و دوستیها سوء استفاده میکند. قبض هاى برقش را به فلان زن در كُلن مى فرستد كه “دوستانه” برايش خدمات پرداخت را انجام دهد و قبض هاى تلفن و اينترنتش را به آن يكى زن در زوريخ مسيج مى كند تا “رفيقانه” پرداخت شود…. زنانى را كه پشت سر “روانى” و “پريشان و متوهم” و عاشقان ابدى دلخستهء خود معرفى مى كند.

اين شمايى از يك فرصت طلب لفاظ و مدعى است كه عنوان “هنرمند تبعيدى” و “مبارز سياسى چپ” را جعل كرده تا زندگى راحت طلبانه اش را در مهاجرت بگذراند بى اينكه مجبور شود از صدرنشينى در كافه ها و چلوكبابى هاى ايرانى به “كار” رو آورد. اين “چپ آرمانخواه” كار را و راننده تاكسى هاى ايرانى را در اروپا تحقير مى كند و معتقد است كار مال خر است.

Share this: