بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصه او

فال حافظ

به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد

تو را در این سخن انکار کار ما نرسد

اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده‌اند

کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد

به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز

به یار یک جهت حق گزار ما نرسد

هزار نقش برآید ز کلک صنع و یکی

به دلپذیری نقش نگار ما نرسد

هزار نقد به بازار کائنات آرند

یکی به سکه صاحب عیار ما نرسد

دریغ قافله عمر کان چنان رفتند

که گردشان به هوای دیار ما نرسد

دلا ز رنج حسودان مرنج و واثق باش

که بد به خاطر امیدوار ما نرسد

چنان بزی که اگر خاک ره شوی کس را

غبار خاطری از رهگذار ما نرسد

بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصه او

به سمع پادشه کامگار ما نرسد

معنی فال

تعبیر اول

دوست و یاری که یکرنگ و قدرشناس باشد گوهری ناب است که به سادگی نصیب هر کسی نخواهد شد. حالا که این گوهر ناب نصیب شما شده است از آن محافظت کنید و نگذارید دیگران با حرف هایشان رابطه شما را از بین ببرند. در راه دوستی صادق و ثابت قدم باشید که سعادت دنیا و آخرت شما در دوستی با چنین افرادی است.

تعبیر دوم

نیت خوبی در ذهن شما وجود دارد که با تلاش و کوشش می توانید آنرا عملی کنید. در انتخاب هایتان شک نکنید و به سخنان تنگ نظران و حسودان اهمیت ندهید که جز شکست شما چیزی نمی خواهند. دوستان خوبتان را از خود دلسرد نکنید تا در موقع نیاز در کنارتان باشند. نیت خود را فقط با خیرخواهان در میان بگذارید.

منبع : به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد