مفاهيم و ابزارها در تفکرنقادانه

👉 @Teltagram 👈

مراحل رشد تفكر نقادانه

فرد بدون تفكر و تامل (ازمشكلات جدي كه در تفكرش وجود دارد بي‌اطلاع است)

⬇️

فرد دچار چالش درتفكر (متوجه مشكلات جدي در تفكر خود شده است)

⬇️

متفكرمبتدي (سعي در بهبود تفكردارد اما تمرين و ممارست منظم ندارد)

⬇️

متفكر درحال تمرين (بطور منظم درحال تمرين است و متناسب با آن درحال پيشرفت است)

⬇️

متفكرپيشرفته ( مصمم به تمرين مداوم بوده و درحال دروني كردن فضيلت‌هاي فكري است)

⬇️

متفكر ورزيده (مهارت‌هاي فكري وفضيلت‌هاي فكري طبيعت ثانويه او مي‌شوند)

قسمت پنجم: “مشكلات تفكر خودمحور”

تفكر خودمحور از اين واقعيت تلخ نشات مي‌گيرد كه انسان بطورطبيعي حقوق و نيازهاي ديگران را درنظرنمي‌گيرد. مابطورطبيعي ديدگاه ديگران را ناديده مي‌گيريم و نسبت به كاستي‌هاي ديدگاه خود آگاهي نداريم. زماني به وضوح نسبت به تفكرخودمحورمان آگاهي پيدا مي‌كنيم كه براي آن آموزش‌هاي لازم به ما داده شده باشد. مابطورطبيعي متوجه نيستيم كه چگونه از فرض‌هاي مسلم و اطلاعات به شكلي خودخواهانه استفاده مي‌كنيم. همچنين متوجه نيستيم كه چگونه از داده‌ها به‌نفع خودبرداشت مي‌كنيم و منشا شكل‌گيري مفاهيم ذهني خود‌خواهانه‌مان را نمي‌شناسيم. نسبت به اثرات و پيامد‌هاي تفكرخودمحور بي‌اطلاع بوده و از اين‌رو متوجه اين مسئله نمي‌شويم كه چقدر ديدگاه ما منفعت‌طلبانه وخودخواهانه است.

به عنوان انسان با يك حس غيرواقعي اما مطمئن زندگي مي‌كنيم كه انگار بطوركامل به حقيقت پي‌برده‌ايم. ما بطورطبيعي اعتقاد داريم كه ادراك‌هاي حسي ما درست هستند هرچند اين ادراك‌ها نادرست باشند. به‌جاي استفاده از معيار‌هاي تفكر درزمان فكركردن اغلب از معيار‌هاي عاطفي و خودمحورانه براي تصميم‌گيري درمورد اين‌كه چه‌چيزي را قبول يا ردكنيم استفاده مي‌كنيم.

دراينجا شايع‌ترين معيارهاي عاطفي كه انسان درتفكر ازآنها استفاده مي‌كند را ذكر مي‌كنيم.

“اين درست است چون اعتقاد من براين است”

خودمحوري ذاتي: تصور فرد براين است كه همه‌ي آن‌چه به آن اعتقاددارد درست بوده هرچند مبناي اين عقايد را هيچ‌گاه به پرسش نگرفته باشد.

“اين درست است چون اعتقاد ما براين است”

ما محوري ذاتي: تصور فرد براين است كه عقايد اصلي گروهي كه به آن تعلق دارد به تمامي درست بوده هرچند مبناي اين عقايدرا هيچ‌گاه به پرسش نگرفته باشد.

“اين درست است چون من مي‌خواهم به آن اعتقاد داشته باشم”

ارضاي ذاتي خواسته‌ها: فرد به چيزي اعتقاد دارد كه اورا دروضعيت روانی مناسبي قرار مي‌دهد. به‌چيزي اعتقاد دارد كه به او احساس خوش‌آيندي مي‌دهد،چيزي كه اورا مجبور نمي‌كند تا طرزفكرش را عوض كند يا اين‌كه اورا مجبوركند تا به اشتباه خود اعتراف كند.

“اين درست است چون من هميشه چنين اعتقادي داشته‌ام”

خود تصديقي ذاتي: فرد ميل شديدي دارد به اين‌كه عقايدي راكه براي مدت زمان طولاني داشته حفظ كند، هرچند هيچ‌گاه بطورجدي ميزان صحت و موجه‌بودن آن‌ها را باشواهد نسنجيده باشد.

“اين درست است زيرامن دلم مي‌خواهد كه به‌آن اعتقادداشته‌ باشم”

خودخواهي ذاتي: فرد به چيزي اعتقاددارد كه به او قدرت، ثروت و نفع شخصي مي‌رساند هرچند دلائل منطقی براي آن‌ها وجود نداشته باشد.

مشكلات تفكرمامحور

بيش‌تر مردم نسبت به اين مسئله آگاهي ندارند تا چه‌اندازه كوركورانه و بي‌چون‌وچرا تعصب‌هاي غالب جامعه يا فرهنگ خودرا دروني كرده‌اند. جامعه‌شناسان و مردم‌شناسان اين وضعيت را تقليد فرهنگي ناميده‌اند اين پديده ناشي از تفكر مامحوري است كه شامل مواردزير است:

• تمايل بي‌چون‌وچرا به اينكه فرهنگ، ملت و مذهب خودرا درجايگاهي بالاتر قراردهيم.

• تمايل بي‌چون‌وچرا به اينكه توصيف‌هايي مثبت و خودخواهانه ازخود و توصيف‌هايي منفي از كساني كه متفاوت مي‌انديشند داشته باشيم.

• تمايل بي‌چون‌وچرا به دروني كردن اعتقادات و نرم‌هاي جامعه‌ي خودوعمل متناسب با اين اعتقادات بدون درنظرگرفتن اين‌كه مي‌بايست قبل‌از عمل به چيزي آن‌را بطور منطقي موردسوال قراردهيم.

• تمايل به اين‌كه كوركورانه خودرا بامحدوديت‌هاي گروه خود وفق دهيم. (بسياري از اين محدوديت‌ها دل‌خواهي يا اجباري هستند)

• كوتاهي درداشتن تفكري فراتر از تعصب‌هاي سنتي فرهنگ خود.

• كوتاهي دربررسي و پذيرش ديدگاه‌هاي ديگر فرهنگ‌ها. (از اين طريق مي‌توان ژرفا و وسعت تفكر را بهبود بخشيد)

• كوتاهي درتمايز قائل شدن بين نرم‌هاي اخلاقي جهاني و الزامات و محرمات فرهنگي جامعه خود.

• كوتاهي درفهم اينكه رسانه‌هاي گروهي درهرجامعه و فرهنگي اخبار را متناسب با ديدگاه آن جامعه و فرهنگ شكل مي‌دهد.

• كوتاهي درايجاد تفكر تاريخي و مردم‌شناسانه كه منجر به اين مي‌شود كه دردام تفكر رايج بيفتيم.

• كوتاهي درفهم اينكه تفكر ما محورانه يك مانع جدي براي رشد فكري است.

تفكر ما محورانه مشخصه بارز جوامع عاري از تفكر نقادانه است، زماني اين نوع تفكر محو مي‌شود كه جاي آن‌را تفكر ميان فرهنگي منصفانه كه همان تفكر نقادانه است بگيرد.

“ادامه دارد”

👉 @Teltagram 👈