کوری

آبی نارنجی شدیم
اصن هم مهم نیست 40 ساعته خوابم نمیبره. خو اون چایی رو از من دور نگه دار!
#straxi©

1.ای کاش میتوانستیم ببینیم،حتی به قدر سایه هایی که نمیشود آن ها را تشخیص داد.ای کاش می توانستیم مقابل آینه بایستیم و فقط یک لکه ی سیاه را مشاهده کنیم و بتوانیم بگوییم که این چهره ی من است و هر چه که روشن است، مال من نیست.

2.غم و شادی بر عکس آب و روغن میتونن با هم مخلوط شوند

3.کوری که مسری نیست… همان طور که مرگ مسری نیست … ولی با این حال همه ی ما روزی می میریم.

4.این که زودتر از دیگران بیدار میشوید، دلیل بر این که زودتر میمیرید نیست

5.آدمی که خودخواه نباشد هنوز به دنیا نیامده است

6.ترس نمیتواند برای همیشه راهنمای خوبی برایمان باشد

7.کوری زندگی در دنیایی است که امید در آن از جایگاهی برخوردار نیست

8.خدا به اندازه ی تشنگی موجوداتش ابر میفرستد

9.درست مثل آن حرف های کلیشه ای که با معانی عمیق خود بیگانه اند

10.وای که وقتی زندگی را به حال خودش رها کنی چقدر شکننده میشود

11.شاید این با شکوه ترین لحظه ی تاریخ این شهر باشد که ما قادر به درک آن نیستیم

12.من ملکه ی شهر کور ها نیستم بلکه به دنیا آمده ام که این کابوس را تماشا کنم.

13.دوتا آدم کور از یک آدم کور بهتر میبیند

14.و این زمان است که در آن سوی میز با ما قمار میکند
Straxico 8164